آموزش روانشناسی

نرخ بالای طلاق و لزوم مشاوره پیش از ازدواج را جدی بگیرید!

نرخ بالای طلاق و لزوم مشاوره پیش از ازدواج را جدی بگیرید!

بر اساس جدیدترین آمار منتشر شده از نرخ طلاق در سال گذشته، ۶۷ درصد از ازدواج های ثبت شده در شهر تهران به جدایی ختم شده اند.

به نظر می رسد این آمار در سطح جهان رقمی بی همتا و نیازمند بررسی های تخصصی باشد.

اگر چه در بررسی های انجام شده، مسایلی مانند فقر، ۳۰ درصد از طلاق های ایجاد شده را تبیین کرده است اما اجباری نبودن مشاوره ی پیش از ازدواج به عنوان یکی از مهم ترین خلأ های موجود در این زمینه ذکر شده است.

بسیاری از متقاضیان ازدواج، در بهترین حالت ممکن به یک یا دو جلسه یشماوره پیش از ازدواج فرستاده می شوند .

در حقیقت محتوای آن جلسات هیچ یک از آیتم های نیازمند بررسی در مشاوره ازدواج را در بر نمی گیرد.

واقعیت آن است که افراد جوان می بایست مشاوره پیش از ازدواج را به عنوان مهم ترین گام شروع زندگی مشترک در نظر بگیرند و به شناخت خود از یکدیگر اکتفا نکنند.

چرا شناخت های فردی کفایت نمی کند؟

برای بسیاری از متقاضیان مشاوره ی پیش از ازدواج، به هنگام شرکت در جلسات مشاوره

 سخت است که بخواهند این جمله را بشنوند که ” شما به درد هم نمی خورید” و یا ” لازم است تا قبل از ازدواج، تغییراتی در خود ایجاد کنید”.

در حقیقت، هنگامی که شما اقدام به برقراری رابطه ی عاطفی با فردی می کنید، ممکن است ویژگی های تفکر منطقی را تا حدودی از دست بدهید.

بدن شما تحت تاثیر عواطف، هیجانات و هورمون های جنسی، واکنش نشان می دهد و شنیدن عبارت “نه” می تواند برای تان بسیار آزاردهنده باشد.

بر همین اساس، لازم است تا از کمک تخصصی یک روانشناس یا مشاور برای سنجش آیتم های لازم استفاده کنید.

ممکن است در بهترین حالت ممکن، شما به ویژگی های فردی طرف مقابل تان توجه کرده باشید  .

در مورد خوب یا بد بودن خانواده ی او قضاوت هایی داشته باشید، اما معیارهای بسیار زیاد دیگری نیز وجود دارند که بررسی آن ها ضروری و جدی است.


در مشاوره ی پیش از ازدواج چه مواردی بررسی می شوند؟

هنگامی که در فرایند مشاوره پیش از ازدواج قرار می گیرید به خودتان این فرصت را خواهید داد تا ابعاد و جوانب مختلف فردی، جسمی، روانی، خانوادگی و اجتماعی طرف مقابل تان را بررسی کنید.

مشاور می تواند از طریق سوالات و ابزارهای تخصصی وجود و یا عدم وجود اختلالات روانی در هر یک از طرفین را بررسی کند، معیارهای بلوغ جنسی، شناختی، عاطفی، اجتماعی و اقتصادی را مورد سنجش قرار دهد و به شما دیدی واقع بینانه تر ارایه دهد.

بررسی مسایل خانوادگی، بین فرهنگی و شخصیتی نیز از جمله دیگر بررسی های ضروری می باشد.

در حقیقت از این طریق شما می توانید مساله ی ازدواج را در مقیاسی وسیع تر مورد بررسی قرار دهید و ابعاد و زوایای پیدا و پنهان آن را به خوبی مشاهده و بررسی کنید.

هشدارهای اورژانسی در زمینه ی انتخاب همسر

در صورتی که به هر دلیلی قادر به حضور در جلسه ی مشاوره پیش از ازدواج نیستید،  لازم است تا در صورت حضور علایم زیر، هوشیارانه تر عمل کنید و تا بررسی دقیق مساله به کمک متخصص، از اقدام برای ازدواج خودداری کنید.

  1. تکانشی بودن و عدم کنترل خشم

در صورتی که طرف مقابل تا در کنترل عصبانیت و ناراحتی خود مشکل دارد، ازدواج تان بسیار پرخطر خواهد بود.

ممکن است تعدادی از زن ها در اوایل آشنایی ویژگی هایی مانند جدی و عصبی بودن را خوب تلقی کنند و حمل بر قدرتمندی نمایند، اما می توان گفت عدم توانمندی در کنترل خشم، مهم ترین و اساسی ترین پیش بینی کننده ی طلاق است.

لازم است تا در دوران آشنایی، واکنش های همسر آینده تان در مواقع عصبانیت را به دقت بررسی کنید.

در صورتی که او در این مواقع دست به اقدامات تکانشی بزند، به خود یا دیگران و محیط آسیب برساند، فحاشی کند .

کنترل خود را از دست دهد، لازم است در تصمیم تان برای ازدواج با او تجدید نظر کنید و برای دریافت کمک تخصصی، او را به نزد روانشناس بفرستید.

بر اساس مطالعات گاتمن، افرادی که در یک سال قبل از ازدواج، درگیری فیزیکی داشته اند، با احتمال بیشتری در طی ۶ ماه ابتدایی زندگی مشترک نیزهمسرشان را مورد ضرب و شتم فیزیکی قرار خواهند داد.

  • میزان سلامت روان

دوران آشنایی قبل ازازدواج فرصت مناسی است تا بتوانید میزان سلامت روانی طرف مقابل تان را تا حدودی ارزیابی کنید.

اگرچه ممکن است شما در این زمینه متخصص نباشید اما مشاهده ی علایمی مثل مضطرب بودن، بی حوصله و خسته بودن، شکاکیت، احتیاط بیش از حد، تمایل به آسیب زدن به خود و یا دیگران می تواند نشانه های مهمی از اضطراب، افسردگی و اختلالات شخصیتی مختلف باشد.

در صورت مشاهده ی علایمی از این قبیل، بهتر است حتما با یک روانشناس مشورت کنید.

وجود آسیب های روانی و یا اختلالات روانی می تواند وضعیت را بسیار خطرناک کند و لازم است افراد مذکور تا قبل از بهبودی، از اقدام برای ازدواج خودداری کنند.

  • استقلال

مستقل نبودن نیز یکی از مهم ترین شاخص های خطرآفرین است که می توانید آن را در رابطه تان بررسی کنید.

آیا طرف مقابل تان در موقعیت های مختلف، توانایی تصمیم گیری مستقلانه را دارد یا اینکه شما و خانواده برایش تصمیم می گیرید؟

آیا تجربه ای از زندگی مستقلانه داشته است؟

آیا او می تواند در عین صمیمیت با شما، رابطه ی خوب و مسالمت آمیزی با خانواده تان نیز برقرار کند یا اینکه مدام به جانبداری از یک طرف می پردازد؟

واکنش او در هنگام مداخله های دیگران چیست؟

آیا می تواند برخورداری توام با خونسردی و دایت داشته باشد یا سریعا به فکر کاهش مشکلات از طریق قطع یا کم کردن روابط است؟

در این زمینه می توانید نطر او در مورد مشورت کردن را نیز جویا شوید.

افرادی که از بلوغ شناختی خوبی برخوردار باشند، معمولا پذیرای مشورت هستند و در مقابل آن گارد بسته ای نخواهند داشت. هر چند در نهایت، تصمیم قطعی را خودشان خواهند گرفت.

  • واقع نگری

اگر طرف مقابل تان از جمله افرادی است که در مدت آشنایی با شما، هوش از سرش رفته و بدون در نظر گرفتن واقعیت های موجود، همه چیز را ممکن و درست شدنی می داند، با خطر جدی مواجه خواهید بود.

چنین فردی ممکن است در پاسخ به هر یک از نگرانی های شما، چنین پاسخی بدهد که ” اشکالی نداره، درستش می کنیم، حل میشه و…”

ویژگی این پاسخ ها در این است که کلی، مثت نگرانه و رمانتیک هستند و در واقعیت موجود، چیزی از آن ها حمایت نمی کند.

ممکن است پسر، در پاسخ به نگرانی های مالی تان، بگوید ” اشکالی نداره، وام می گیریم و …” در حالیکه وقتی از جزییات وام گرفتن سوال می کنید، جوابی برای گفتن ندارد.

چنین تصمیم هایی به دلیل ایده آل گرایی و نشدنی بودن، می توانند بسیار خطرناک باشند و برای تان دردرسر های زیادی ایجاد کنند.

سایت “کانون مشاوران ایران” به عنوان مرجع روانشناسی، همواره در کنار شماست. متخصص زوج درمانی و خانواده درمانی و مشاوره فردی در نقاط مختلف ایران از جمله اصفهان، تبریز، شیراز و تهران و مرکز مشاوره قیطریه ، شهرک غرب، شریعتی و غیره به مشاوره تخصصی می پردازند.

چگونه طلاق را دور بزنیم؟

خوشبختانه در دنیای امروز، ابزارهای مختلفی برای کسب اطلاعات و تصمیم گیری صحیح وجود دارد.

شما می توانید با استفاده ا انواع شیوه های حضوری و غیر حضوری از کمک متخصصین، بهره مند شوید.

پیشنهاد دیگر آن است که اگر زمان بیشتری دارید مطالعه ی کتاب های کاربردی را از دست ندهید.

از طریق مطالعه ی کتاب های تخصصی می توانید از بسیاری از آسیب های غیر قابل جبران پیشگری کنید.

در این زمینه می توانید از منابع زیر نیز کمک بگیرید و همواره یک روانشناس را در کنار خود داشته باشید.

عشق ویرانگر، نوشته براد جانسون و کلی موری، ترجمه حسین زاده و شفیعی، نشر رسا

ازدواج بدون شکست، نوشته ویلیام گلسر، ترجمه علی صاحبی، نشر سایه سخن

عشق چیست؟ نوشته ویلیام گلسر، ترجمه ی صاحبی و اباسهل، نشر سایه سخن


پنج  افسانه رایج و تصورات اشتباه نسبت به روانشناسی

پنج افسانه رایج و تصورات اشتباه نسبت به روانشناسی

رشته روان شناسی با یک سری از افسانه ها و تصورات اشتباه مواجه بوده است. این مورد به دلیل دانش و تجربه محدود افراد در حوزه علم روانشناسی می باشد.

برای اکثر افراد، اولین تجربه آنها (و معمولا تنها تجربه آنها) در حوزه روان شناسی در زمانی صورت می گیرد که آنها در یک دوره مقدماتی مربوط به الزامات آموزش عمومی دبیرستانی یا دانشگاهی شرکت می کنند.

به همین دلیل تصورات اشتباه زیادی در مورد روان شناسی وجود دارد.

تصورات اشتباه رایج در مورد روانشناسی

یک سری از تصورات اشتباه رایج در مورد روان شناسی عبارتند از:

افسان ۱: روان شناسی آسان است

این تصور اشتباه شاید اولین تصور اشتباه رفع شده برای دانشجویان زیادی باشد که در دوره های روان شناسی عمومی با سختی مباحث روان شناسی آشنا می شوند.

چرا برخی از افراد این تصور اشتباه را دارند که روان شناسی ساده و آسان است؟

یکی از دلایل این موضوع می تواند این موضوع باشد که اکثر افراد به دلیل داشتن تجربیات شخصی زیاد در مورد رفتار انسای، فرض می کنند که آنها به صورت طبیعی می توانند یک متخصص در مورد افراد باشند.

به طور مشخصی، هیچ شخصی این عقیده را ندارد که به دلیل اینکه شما به زبان انگلیسی صحبت می کنید، یک کلاس زبان انگلیسی می تواند آسان باشد.

همانطور که زبان انگلیسی می تواند برای صحبت کنندگان بومی سخت باشد، کلاس های روان شناسی هم می توانند سخت باشند.

به خصوص برای دانشجوانی که تجربیات کمتری در رابطه با افراد مختلف دارند یا پس زمینه محدودی در مورد موضوعات علمی و ریاضی دارند.

خوشبختانه، صرف اینکه روان شناسی چالش زا می باشد، به این معنا نیست که برای هر شخصی که به آن علاقمند است، غیرقابل دسترس می باشد.

در حالی که ممکن است فراز و فرود های زیادی در یادگیری وجود داشته باشد، شما می توانید با تلاش و اراده محکم در کلاس های روان شناسی موفق باشید.


افسانه ۲: روانشناسی فقط یک حس عمومی و رایج می باشد

افراد بعد از شنیدن آخرین یافته های مربوط به تحقیقات روانشناسی، تمایل دارند که پاسخ های “البته مشخص بود” را بدهند.

 برخی مواقع افراد بیان می کند که “البته این مورد مشخص بود! چرا افراد زمان خودشان را برای تحقیق در مورد موارد مشخص و رایج تلف می کنند؟”

ولی مواردی که عرف و حس عام می باشند، ضرورتا در تمامی موارد صحیح نمی باشند.

در صورتی که یک کتاب در مورد بررسی های مشهور در تاریخ روان شناسی مطالعه کنید، به این نتیجه خواهید رسید که بیشتر این تحقیقات، ادراک های عمومی و مشترک موجود در زمان خودشان را رد کرده اند.

آیا شما به صورت بالقوه و فقط به دلیل اینکه دارای قدرت هستید می توانید شوک های الکتریکی به سایر افراد وارد کنید؟

 عرف می تواند شما را مجبور کنید که به صورت قطعی، جواب نه بگویید، ولی روان شناس معروفی به اسم استنلی میلگرام[۱]، در یک آزمایش فرمانبرداری نشان داد که اکثریت افراد، دقیقا همین کارها را انجام می دهند.

چنین مواردی در رابطه با عرف وجود دارد – فقط به دلیل اینکه یک موردی دوست  داشتنی به نظر می رسد، هیچ لزومی وجود ندارد که به معنای درست بودن آن باشد.

 محققان می توانند برخی از این سوالات و پیش فرض ها را در مورد رفتار انسانی مطرح کنند و به صورت علمی آنها را بررسی کنند، و درست بودن یا دروغ بودن عقاید رایج ما در مورد خودمان را مشخص کنند.

آزمایش ها با استفاده از روش های علمی می توانند مسائل انسانی را به صورت هدفمند و منصفانه بررسی کنند.


[۱] Stanly Milgram

افسانه ۳: شما با درجه لیسانس به یک درمانگر تبدیل خواهید شد

به منظور تبدیل شدن به یک درمانگر تجربی، شما حداقل به درجه کارشناسی ارشد در رشته هایی همانند روان شناسی، مشاوره، مددکاری اجتماعی یا پرستاری روانپزشکی پیشرفته نیاز دارید.

 با داشتن مدرک کارشناسی فرصت های شغلی زیادی در زمینه سلامت روان خواهید داشت، ولی این موقعیت ها به عنوان مشاغل غیرتخصصی در نظر گرفته می شوند.

شما نمی توانید فقط با داشتن درجه کارشناسی، یک درمانگاه شخصی برای خودتان داشته باشید.

نکته مهم دیگری که باید مد نظر قرار داد، عبارت از این است که عنوان تخصصی “روان شناس” یک  عنوان تحت نظارت و کنترل می باشد.

به منظور اینکه به شما روان شناس گفته شود، شما باید درجه دکتری در روان شناسی داشته باشید، یک دوره انترنی تحت نظارت را پشت سر بگذارید و در آزمون های مجوز رسمی قبول شوید.

سایت “کانون مشاوران ایران” به عنوان مرجع روانشناسی، همواره در کنار شماست. متخصص زوج درمانی و خانواده درمانی و مشاوره فردی در نقاط مختلف ایران از جمله اصفهان، تبریز، شیراز و تهران و مرکز مشاوره قیطریه ، شهرک غرب، شریعتی و غیره به مشاوره تخصصی می پردازند.

افسانه ۴: روان شناسان صرفا با گوش دادن به صحبت های افراد، پول زیادی را به دست می آورند

به طور قطع برخی از روان شناسان پول زیادی را از کار خودشان به دست می آورند.

اکثر افراد فکر می کنند که روان شناسان در یک جای راحت می نشینند و فقط با نوت پد زرد سر و کار دارند، در حالی که درمانجوها حقیقت را نمی دانند و دچار سرگردانی هستند.

روش مرسوم گفت و گو درمانی فقط یکی از تکنیک هایی می باشد که درمانگران می توانند مورد استفاده قرار دهند، و قطعا یک روش الزامی نمی باشد.

در طول این دوره ها، درمانگران به صورت فعالی مشغول گوش دادن به صحبت های درمانجو ها، پرسیدن سوالات، ارائه راهنمایی ها، و کمک به درمانجو ها برای ایجاد راه حل هایی به منظور انجام وظایف روزمره هستند.

در واقع روان شناسان در حوزه وسیعی از تخصص ها کار می کنند و وظیفه کاملا سختی را انجام می دهند.

حقوق پرداختی به روان شناسان می تواند قابل توجه باشد.

برخی از متخصصان روان شناسی در زمینه سلامت روان فعالیت می کنند و بر روی کمک به افراد دارای ناراحتی های روان شناختی متمرکز می شوند، ولی سایر متخصصان در حوزه هایی همانند تجارت، آموزش، طرز حکومت و تحقیقات فعالیت می کنند.

پایین ترین حقوق پرداختی به روان شناسان از ۲۰۰۰۰ دلار تا ۳۰۰۰۰ دلار می باشد، در حالیکه بالاترین پرداخت های صورت گرفته به آنها ما بین ۱۰۰۰۰۰ دلار تا ۲۵۰۰۰۰ دلار می باشد.

عواملی از قبیل حوزه تخصصی، پیش زمینه آموزشی و تجربه در تعیین حقوق تاثیرگذار هستند.

افسانه ۵: روانشناسی یک علم واقعی نمی باشد

یک افسانه دیگری که در مورد روان شناسی وجود دارد، عبارت از این است که روان شناسی یک علم واقعی نمی باشد.

در مرحله اول اجازه بدهید تا بررسی کنیم که چه چیزی علم می باشد و چه چیزی علم نمی باشد. برخی از ویژگی های کلیدی علم عبارتند از:

  • استفاده از روش های تجربی
  • متغیرهای قابل کنترل و تغییر توسط محققان
  • هدفمند بودن
  • اجازه دادن به آزمون فرضیه ها
  • قابل تکرار بودن نتایج
  • یافته ها به محققان اجازه بدهند که شرایط آینده را پیشبینی کنند

روان شناسی برای بررسی رفتار انسانی و حیوانی، از تمامی این روش ها استفاده می کند.

محققان برای انجام دادن تحقیق از روش علمی استفاده می کنند، که به معنای این است که متغیرها تحت کنترل  می باشند و به صورت عملیاتی تعریف شده اند.

آزمایش ها می توانند فرضیه های مختلفی را بررسی کنند و برای مشخص شدن احتمال بدست آمدن این نتایج صرفا به دلیل شانس، از تحلیل های آماری استفاده کنند.

همچنین روان شناسان یافته های خودشان را به نحوی بیان می کنند که تکرار کردن آزمایش ها و روش ها در آینده برای سایر محققان امکان پذیر باشد.

روان شناسی در مقایسه با علوم گسترده ای که وجود دارند، می تواند یک علم نسبتا جدیدی باشد؛ ولی در هر صورت یک علم واقعی می باشد.

با این وجود، باید توجه داشت که روان شناسی علمی دارای برخی از محدودیت ها می باشد. رفتار انسان می تواند در طول زمان متغیر و متنوع باشد، بنابراین یک چیزی که در یک زمان و مکان خاص درست می باشد، ضرورتا نمی تواند در موقعیت ها، مجموعه ها، فرهنگ و یا جامعه های مختلف هم درست باشد.

نویسنده: کندرا چری[۱]

آخرین به روز رسانی: ۲۷ اکتبر ۲۰۱۸


[۱] Kendra Cherry


۷ نظریه در مورد دلیل رویا دیدن – نظریه های مربوط به رویا دیدن از نظر مشاور خانواده

۷ نظریه در مورد دلیل رویا دیدن – نظریه های مربوط به رویا دیدن از نظر مشاور خانواده

رویاها دانشمندان را از هزاران سال پیش مجذوب خودشان کرده اند، ولی فقط در سالهای اخیر بوده است که رویا وارد حوزه تحقیق تجربی شده است و مطالعات علمی بر روی آن متمرکز شده اند.

ممکن است اتفاقاتی شما را در طول یک رویا و در رابطه با موارد مرموز دچار تحیر و سردرگمی می کند، یا شاید خودتان متحیر شوید که چرا رویا وجود دارد.

رویا چیست؟

رویا می تواند شامل هر نوع تصاویر، تفکرات و عواطفی باشد که در طول خواب تجربه می شود. رویاها می توانند بیش از حد معمول مشخص باشند یا دارای ابهام زیادی باشند؛

دارای عواطف لذت بخش باشند یا شامل تصاویر ترسناک باشند؛ متمرکز شده و قابل شناخت باشند یا نامشخص و سردرگم کننده باشند.


رویاها منجر به دستیابی به چه اهدافی می شوند؟

در حالی که همه ما رویا می بینیم، سوال مطرح شده در مورد موضوع عبارت از این است که روان شناسان در مورد علت رویا دیدن ما چه دیدگاهی دارند؟

در حالی که نظریه های مختلفی در این زمینه بیان شده اند، ولی هیچ نوع توافق عمومی وجود ندارد.

با توجه به زمان قابل توجهی که ما در وضعیت رویا دیدن صرف می کنیم، واقعیت مربوط به اینکه متخصصان هنوز نتوانسته اند هدف از رویاها را بفهمند، می تواند غیرقابل باور باشد.

با این وجود، نکته مهمی که باید در نظر گرفت عبارت از این است که علوم موجود همچنان در حال مشخص کردن هدف و عملکرد دقیق مربوط به خواب هستند.

برخی از محققان بر این باورند که رویا هیچ نوع کاربرد و هدف مشخصی ندارد، در حالی که سایر محققان بر این عقیده هستند که رویا یک عامل اصلی برای بهزیستی روانی، عاطفی و فیزیکی می باشد.

ارنست هافمن[۱]، رئیس مرکز اختلالات خوابی در بیمارستان نیوتن – ولزلی در بوستون، مس، در مجله آمریکای علمی[۲] (۲۰۰۶) بیان کرده است که “… یک عملکرد محتمل (هر چند که اثبات نشده است)

از رویا عبارت از ایجاد یک سری موارد جدید در سیستم حافظه ای به روشی می باشد که منجر به کاهش انگیختگی عاطفی می شود و با کمک کردن به ما برای مقابله با اتفاقات آسیب زا  یا استرس زای بعدی منطبق می باشد.”

در ادامه با برجسته ترین نظریه های ارائه شده در حوزه رویا آشنا خواهیم شد.


[۱] Ernest Hoffman

[۲] Scientific American

نظریه روان کاوی رویاها

نظریه سیگموند فروید[۱] در مورد رویاها، که مطابق با دیدگاه روان کاوی می باشد، بیان کرده است  که رویاها نشانگر تمایلات، تفکرات و انگیزش های غیرهوشیارانه می باشند.

بر اساس دیدگاه روان کاوی فروید نسبت به شخصیت، افراد از طریق یک سری غریزه های تهاجمی و جنسی تحریک می شوند که از طریق آگاهی هوشیارانه سرکوب  می شوند.

فروید معتقد است در حالیکه این تفکرات به صورت هوشیارانه بیان نمی شوند، این تفکرات از طریق رویاها به بخش آگاهی ما راه پیدا می کنند.

فروید در کتاب معروف خودش به اسم تفسیر خواب[۲] بیان کرده است که خواب ها “… مکمل ها نامرئی از رویاهای سرکوب شده ما هستند.”

همچنین وی دو مولفه متفاوت از رویاها را بیان کرده است: مضمون مشخص و مضمون پنهانی. مضمون مشخص از تصاویر و تفکرات واقعی ایجاد شده است .

مضامین قرار گرفته در قالب مضمون پنهانی عبارت از معانی روان شناختی مخفی از رویاها می باشند.

نظریه فروید منجر به محبوبیت تفسیر خواب وی شد که تا به امروز هم به عنوان یک منبع محبوب و مورد استفاده باقی مانده است.

با این وجود، تحقیقات صورت گرفته نتوانسته اند نشان بدهند که مضمون مشخص منجر به تغییر یافتن اهمیت روان شناختی واقعی از رویا می شود.

مدل فعال سازی – ترکیب از رویا دیدن

مدف فعال سازی – ترکیب از رویا، برای اولین بار توسط جی. الان هوبسون و روبرت مک کلارلی[۳] و در سال ۱۹۷۷ مطرح شد.

بر اساس این نظریه، مدارهای موجود در مغز در طول خواب REM فعال می شوند، و باعث می شوند که بخش های مربوط به سیستم کناری در عواطف، احساسات و خاطره ها درگیر شود که برای فعال شدن بادامه و هیپوکامپوس مغز را هم شامل می شود.

ذهن این فعالیت درونی را ترکیب و تفسیر می کند و تلاش می کند که یک معنایی را برای این سیگنال ها پیدا کند که در طول رویا دیدن نتیجه می دهد.

این مدل بیان می دارد که رویاها عبارت از تفسیر ذهنی از سیگنال هایی می باشند که از طریق مغز و در طول خواب ایجاد شده اند.

در حالیکه این نظریه بیان می دارد رویاها در نتیجه سیگنال های ایجاد شده درونی به وجود می آیند، هوبسون بر این باور نمی باشد که رویاها بی معنا هستند.

در مقابل، وی بیان می دارد که رویا دیدن عبارت از ” … خلاقانه ترین وضعیت هوشیاری می باشد.

به نحوی که یکی از ترکیبات آشفته و خودبخودی از مولفه های شناختی می باشد که منجر به ایجاد شکل های جدیدی از اطلاعات می شود و در نهایت ایده های جدید را ایجاد می کند.

در حالیکه مقدار قابل توجهی از این ایده ها یا حتی اکثر این ایده ها ممکن است که بی معنی باشند، حتی در صورتی که مقدار محدودی از نتایج خیالی آن در واقعیت درست باشند، زمان های رویا دیدن ما عبارت از زمان های تلف شده نخواهند بود.”


[۱] Sigmund Freud

[۲] The Interpretation of Dreams

[۳] J. Allan Hobson and Robert McClarley

سایت “کانون مشاوران ایران” به عنوان مرجع روانشناسی، همواره در کنار شماست. متخصص زوج درمانی و خانواده درمانی و مشاوره فردی در نقاط مختلف ایران از جمله اصفهان، تبریز، شیراز و تهران و مرکز مشاوره قیطریه ، شهرک غرب، شریعتی و غیره به مشاوره تخصصی می پردازند.

نظریه های اطلاعات – پردازش

یکی از اصلی ترین نظریه های مربوط به توضیح خواب دیدن عبارت از این است که خواب به ما اجازه می دهد تا تمامی اطلاعاتی را که در طول روز گذشته به دست آورده ایم را ادغام و پردازش کنیم.

برخی از متخصصان خواب بر این باورند که خواب یک محصول جانبی یا حتی یک بخش فعال از پردازش اطلاعات می باشد.

به دلیل اینکه ما در طول روز با اطلاعات و خاطرات مختلفی سر و کار داریم، ذهن های خواب ما در هنگام چرت زدن، منجر به ایجاد تصاویر، برداشت ها و داستانهایی برای مدیریت فعالیت صورت گرفته در درون ذهن ما می شود.

سایر نظریه های مربوط به رویاها

نظریه های دیگری هم در مورد صورت گرفتن و معنای رویاها بیان شده اند. موارد بیان شده در زیر، فقط تعداد محدودی از ایده های پیشنهاد شده می باشند:

  • یک نظریه بیان می دارد که رویاها عبارت از نتایج تلاش ذهن ما برای تفسیر محرک خارجی در طول خواب می باشند. برای مثال، ممکن است که صدا رادیو در مضمامین رویای ما وجود داشته باشد.
  • نظریه دیگری از استعاره کامپیوتر برای رویاها استفاده می کند.
  • بر اساس این نظریه، رویاها منجر به تمیز شدن پارازیت های موجود در مغز می شوند، که بیشتر شبیه عملیات تمیز کردن در یک کامپیوتر می باشد و منجر به نیرو بخشیدن به ذهن به منظور آماده شدن برای یک روز جدید می شود.
  • با این وجود، یک مدل دیگری بیان می کند که عملکرهای رویاها همانند یک روان درمانی می باشد. در این نظریه، فرد رویا بیینده قادر است تا در یک محیط ایمن، ما بین تفکرات و عواطف مختلف ارتباط برقرار کند.
  • یک مدل جدید در مورد رویا دیدن، شامل ترکیبی از نظریه های مختلف می باشد. فعال کردن ذهن منجر به ایجاد ارتباطات رها شده ما بین تفکرات و رویاها می شود، که از طریق عواطف فرد رویا بیننده راهنمایی می شود.

هنری دوید توریو[۱] معتقد است که “رویاها عبارت از مبنای شخصیت های ما می باشند.”

نویسنده: کندرا چری[۲]

آخرین به روز رسانی: ۰۴ دسامبر ۲۰۱۸


[۱] Henry David Thoreau

[۲] Kendra Cherry


یک لیستی از اختلال های روان شناسی

یک لیستی از اختلال های روان شناسی

عبارت اختلال روان شناسی در برخی مواقع برای اشاره به چیزی که بیشتر به عنوان اختلال روانی یا اختلال روان پزشکی شناخته می شود، مورد استفاده قرار می گیرد.

اختلال های روانی عبارت از علائم رفتاری یا روان شناسی می باشند که بر روی بخش های مهمی از زندگی تاثیر می گذارند.

این اختلال ها منجر به ایجاد ناراجتی برای فرد تجربه کننده علائم می شوند.

در حالی که لیست زیر یک لیست کامل از تمامی اختلال های روانی نمی باشد، ولی یک لیستی است که شامل گروه های اصلی از اختلال هایی می باشد که در راهنمای آماری و تشخیصی اختلال های روانی[۱](DSM) قرار دارند.

آخرین چاپ از این راهنمای تشخیص عبارت از DSM-5 می باشد که در می سال ۲۰۱۳ انتشار یافته است. DSM


اختلال های رشد عصبی[۲]


عبارت از جامع ترین سیستمیی می باشد که برای طبقه بندی اختلال های روانی مورد استفاده قرار می گیرد و معیارهای تشخیص استانداردی را ارائه می دهد.

اختلال های رشد عصبی عبارت از اختلال هایی می باشند که معمولا در طول دوره طفولیت، کودکی، یا نوجوانی تشخیص داده می شوند. این اختلال های روان شناسی شامل موارد زیر می باشند:

  • ناتوانی ذهنی[۳] (یا اختلال رشد ذهنی) که قبلا به عنوان کندی ذهنی مورد اشاره قرار می گرفت.
  • این نوع از اختلال رشدی قبل از سن ۱۸ سالگی ایجاد می شود و مشخصه آن عبارت از محدودیت هایی در عملکرد ذهنی و رفتارهای انطباقی می باشد.
  • محدودیت های مربوط به عملکرد ذهنی در اغلب موارد از طریق آزمون های IQ تشخیص داده می شوند؛
  • در صورتی که نمره IQ شما بین ۷۰ تا ۷۵ قرار بگیرد، نشان دهنده وجود یک محدودیت می باشد.
  • رفتارهای انطباقی عبارت از رفتارهایی هستند که شامل مهارتهای عملی و روزمره، همانند خود مراقبتی، ارتباط اجتماعی و مهارت های زندگی می باشند.
  • تاخیر رشد کلی[۴] عبارت از تشخیص ناتوانایی های ذهنی در کودکانی می باشد که کمتر از ۵ سال سن دارند.
  • چنین تاخیراتی مربوط به مهارت های شناختی، عملکرد اجتماعی، گفتاری، زبانی و حرکتی می باشند.
  • این مورد در اغلب مواقع به عنوان یک تشخیص آنی صورت گرفته بر روی کودکانی مشاهده می شود که برای شرکت کردن در آزمون های استاندارد IQ هنوز کوچک هستند.
  • زمانی که کودکان به یک سنی برسند که برای آزمون هوش استاندارد شده مناسب باشند، ممکن است که در آنها یک ناتوانی ذهنی تشخیص داده شود.
  • اختلال های ارتباطی[۵] عبارت از مواردی هستند که بر روی توانایی استفاده، شناخت یا مشخص کردن زبان و گفتار تاثیرگذار هستند.
  • DSM-5 چهار زیر گروه را برای اختلال های ارتباطی تعریف کرده است: اختلال زبانی، اختلال صدای گفتاری، اختلال روانی در شروع کودکی (لکنت زبان داشتن) ، و اختلال ارتباط اجتماعی (عمل گرایانه).
  • اختلال طیف اوتیسم[۶] که مشخصه آن مشکلات دائمی در تعامل اجتماعی و ارتباط ما بین حوزه های مختلف زندگی و همچنین یک الگوی محوری و تکراری از رفتارها می باشد.
  • DSM بیان می کند که علائم اختلال طیف اوتیسم باید در طول مرحله رشد اولیه صورت بگیرد و این علائم باید منجر به ایجاد نواقص قابل توجهی در حوزه های مهمی زندگی، شامل عملکرد اجتماعی و شغلی شود.
  • اختلال فزون کاری کمبود توجه[۷] که مشخصه آن وجود داشتن الگوهای پایدار از تکانش های فزون کاری و / یا عدم توجه می باشد .
  • منجر به ایجاد اختلال در عملکرد فرد می شود و در دو یا چند مورد از بخش هایی همانند موقعیت های خانگی، کاری، مدرسه ای و اجتماعی صورت می گیرد.DSM-5
  • بیان کرده است که چند مورد از این علائم باید قبل از سن ۱۲ سالگی وجود داشته باشند و این علائم باید یک تاثیر منفی بر روی عملکرد اجتماعی، شغلی یا آکادمیکی فرد داشته باشند.


دو قطبی و اختلال های وابسته[۸]

اختلال دو قطبی از طریق تغییرات صورت گرفته در وضعیت روانی و همچنین تغییرات مربوط به سطوح فعالیت و انرژی مشخص می شود.

این اختلال در اغلب مواقع شامل تجربه کردن تغییراتی در حالت های روانی تشدید شده و دوره های افسردگی می باشد. چنین وضعیت های روانی تشدید شده می توانند به عنوان شیدائی یا شیدائی خفیف شناخته شوند.

معیار شیدایی و شیدائی خفیف DSM-5 در مقایسه با ورژن قبلی DSM ، شامل یک افزایش در تمرکز بر روی تغییرات صورت گرفته در سطح انرژی و فعالیت و همچنین تغییرات صورت گرفته در وضعیت روانی می باشد.

  • شیدائی[۹] از طریق احساس هیجان زده شدن بیش از حد و حتی افراطی ایجاد می شود.
  • دوره های شیدائی در برخی مواقع از طریق احساسات مربوط به حواسپرتی، تحریک پذیری و اعتماد بیش از حد مشخص می شود.
  • همچنین افرادی که شیدائی را تجربه می کنند در معرض مشغول شدن در فعالیت هایی قرار می گیرند که پیامدهای طولانی مدت منفی برای آنها دارد، فعالیت هایی از قبیل قمار بازی و ولخرجی در خرید.
  • اتفاقات افسرده کننده[۱۰] از طریق احساس ناراحتی عمیق، گناه، خستگی و تحریک پذیری مشخص می شوند.
  • افراد دارای اختلال دو قطبی ممکن است که در دوره افسردگی علاقه خودشان را نسبت به فعالیت هایی که قبلا از آن لذت می بردند از دست بدهند، با مشکلات خوابی مواجه شوند و حتی دچار تفکرات خودکشی شوند.

هر دو مورد اتفاقات دیوانه کننده (شیدا کننده) و افسرده کننده می توانند هم برای فردی که آنها را تجربه می کند و هم برای خانواده، دوستان و سایر افرادی که رفتارها و تغییرات روانی این افراد را مشاهده می کنند، ترسناک باشد.

خوشبختانه روش های درمان موثر و کارا، که در اغلب موارد شامل تجوز دارویی و روان درمانی می باشند، می توانند به افراد دارای اختلال دو قطبی کمک کنند که علائم خودشان را به صورت مناسبی مدیریت کنند.

اختلال های اضطرابی

اختلال های اضطرابی از طریق ترس، نگرانی، اضطراب و سایر اختلال های روانی بیش از حد و دائمی شناخته می شوند.

ترس شامل یک واکنش عاطفی نسبت به یک تهدید می باشد، چه در صورتی که این تهدید واقعی باشد یا فقط خود فرد چنین تهدیدی را احساس کند. اضطراب شامل یک پیشبینی می باشد که یک تهدیدی ممکن است در آینده اتفاق بیافتد.

در یکی از ارزیابی های چاپ شده در مجله آرشیوهای روان پزشکی عمومی[۱۲] ، تخمین زده شده است که ۱۸ درصد از افراد بزرگسال آمریکایی، حداقل در یکی از مراحل زندگی خودشان به یک اختلال اضطراب رنج دچار می شوند.

انواع اختلال های اضطرابی عبارتند از:

  • اختلال اضطراب عمومی شده[۱۳] (GAD) که ویژگی بارز آن نگرانی شدید در مورد اتفاقات روزمره می باشد.
  • در حالی که برخی از استرس ها و نگرانی ها نرمال می باشند و حتی به عنوان بخشی رایجی از زندگی در نظر گرفته می شوند.
  • ولی GAD شامل نگرانی هایی می باشد که بیش از حد هستند و منجر به ایجاد تداخل در بهزیستی و عملکرد فرد می شود.
  • فوبیای مکانهای باز و شلوغ[۱۴] که مشخصه آن عبارت از ترس بیش از حد از مکان های عمومی می باشد.
  • افرادی که چنین فوبیایی دارند در اغلب مواقع این ترس را دارند که در یک مجموعه ای که بیرون رفتن از آن مکان سخت می باشد، دچار حمله مزمن (صرع) شوند.

به دلیل وجود داشتن این ترس، اکثر افراد دارای فوبیای مکانهای باز و شلوغ در اغلب مواقع از رفتن به موقعیت هایی که احتمال تحریک شدن حمله اضطرابی در آنجا وجود دارد، اجتناب می کنند.

در برخی از موارد، این رفتار اجتنابی می تواند به یک حدی برسد که حتی فرد نتواند به تنهایی در خانه بماند.

  • اختلال اضطراب اجتماعی[۱۵] یک اختلال روان شناختی رایجی می باشد که شامل ترس غیرعقلایی از مشاهده شدن و قضاوت شدن می باشد.
  • اضطرابی که در نتیجه این اختلال ایجاد می شود، می تواند تاثیر قابل ملاحظه ای بر روی زندگی فرد داشته باشد و عملکرد وی در مدرسه، کار و سایر مجموعه های اجتماعی را با اخلال مواجه سازد.
  • فوبیاهای خاص[۱۶] که شامل ترس بیش از حد از یک فرد یا موقعیت خاص موجود در محیط اطراف می باشد.
  • برخی از مثال های مربوط به فوبیاهای خاص رایج عبارت از ترس از حشرات، ترس از ارتفاع یا ترس از مارها می باشد.
  • چهار نوع اصلی فوبیاهای خاص شامل اتفاقات طبیعی (غرش آسمان، رعد و برق، طوفان)، بالینی (فرآیندهای پزشکی، فرآیند های دندان پزشکی، تجهیزات بالینی)، حیوانات (سگ ها، مارها، حشره ها) و موقعیتی (مکان های کوچک، خانه متروک، رانندگی) می باشند.
  • زمانی که افراد با یک شی یا موقعیت عمومی مواجه می شوند، ممکن است که تهوع، لرزش، ضربان شدید قلب و حتی ترس از مردن را تجربه کنند.
  • اختلال مزمن[۱۷] یک نوع اختلال روان پزشکی می باشد که ویژگی بارز آن حمله های مزمنی می باشد که در اغلب موارد بدون هیچ نوع دلیل خاص منجر به  افسردگی فرد می شوند.
  • به همین دلیل، افراد دارای اختلال  مزمن در اغلب مواقع اضطراب را تجربه می کنند و تمایل دارند که احتمال صورت گرفتن حمله مزمن دیگری را از بین ببرند.
  • ممکن است که افراد شروع به اجتناب کردن از موقعیت ها و مجموعه هایی بکنند که در گذشته حملات مزمن صورت گرفته است یا ممکن است که در آینده چنین حمله ای صورت بگیرد.
  • این شرایط می تواند منجر به ایجاد اختلال در بخش های مختلفی از زندگی روزمره شود و انجام دادن کارهای روتین را به یک مورد مشکل تبدیل کند.
  • اختلال اضطراب جدایی[۱۸] یک نوع اختلال اضطرابی می باشد که شامل مقادیر زیادی ترس یا اضطراب در مورد جدا شدن از موارد دلبستگی می باشد.
  • اغلب افراد با ایده اضطراب جدایی آشنا هستند، چرا که این مورد مربوط به ترس کودکان آنها نسبت به جدا شدن از والدینشان می باشد،  ولی کودکان و افراد بالغ می توانند این اضطراب را به صورت مناسبی تجربه کنند.
  • زمانی که علائم شدید می شوند و عملکرد نرمال فرد را با اختلال مواجه می سازند، ممکن است که اختلال اضطراب جدایی در افراد تشخیص داده شود.
  •   علائم مربوط به این نوع اختلال شامل ترس بیش از حد نسبت به جدا شدن از مراقبان یا سایر موارد دلبستگی می باشد.
  • فردی که از این علائم رنج می برد ممکن است که از  بیرون رفتن از خانه، رفتن به مدرسه یا ازدواج کردن اجتناب کند تا روابط عاطفی و دلبستگی های قبلی خودش را نگه دارد.

[۱] Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders 

[۲] Neurodevelopmental Disorders

[۳] Intellectual disability

[۴] Global developmental delay

[۵] Communication disorder

[۶] Autism spectrum disorder 

[۷] Attention-deficit hyperactivity disorder

[۸] Bipolar and Related Disorders

[۹] Mania

[۱۰] Depressive episodes

[۱۱] Anxiety Disorders

[۱۲] the Archives of General Psychiatry

[۱۳] Generalized anxiety disorder

[۱۴] Agoraphobia 

[۱۵] Social anxiety phobia

[۱۶] Specific Phobias

[۱۷] Panic disorder

[۱۸] Separation anxiety disorder

آسیب و اختلال های مربوط به عوامل استرس زا

آسیب و اختلال های مربوط به عوامل استرس زا شامل قرار گرفتن در معرض اتفاقات استرس زا یا آسیب زا می باشد.

این اختلال قبلا در قالب اختلال های اضطرابی قرار داشت، ولی در حال حاظر به عنوان یک گروه مستقل از اختلال ها در نظر گرفته می شود.

اختلال هایی که در این گروه قرار دارند عبارتند از:

  • اختلال استرس حاد[۱] که از طریق ایجاد اضطراب شدید در طول یک ماه بعد از قرار گرفتن در معرض اتفاقات آسیب زا، همانند بلایای طبیعی، جنگ، تصادفات و دیدن یک مرگ و میر، مشخص می شود.
  • در نتیجه این اضطراب ممکن است که فرد علائم گسستگی را تجربه کند که شامل احساس تغییر واقعیت، عدم توانایی برای یادآوری جنبه های مهمی از یک اتفاق و وقفه های زمانی مهم مشخص در صورت اتفاق افتادن مجدد آسیب می باشد.
  • سایر علامت های مربوط به این اختلال می تواند شامل پاسخدهی عاطفی کاهش یافته، خاطرات ناراحت کننده از آسیب و مشکل داشتن در تجربه عواطف مثبت باشد.
  • اختلال های تعدیل[۲] که می توانند در نتیجه پاسخ به یک تغییر اتفاقی، همانند طلاق گرفتن، از دست دادن شغل، خاتمه یافتن یک رابطه صمیمی ، یک جابجایی، یا برخی از موارد از دست دادن یا دلشستگی صورت بگیرد.
  • این نوع از اختلال روان شناسی می تواند بر روی هر دو مورد کودکان و بزرگسالان تاثیر بگذارد و علائم مشخص آن عبارت از اضطراب، تحریک پذیری، حالت افسرده، نگرانی، عصبانیت، ناامیدی و احساس انزوا و تنهایی می باشد.
  • اختلال استرس بعد از آسیب[۳] می تواند بعد از تجربه شدن یک اتفاق استرس زا در زندگی ایجاد شود.
  • نشانه های PTSD شامل اتفاقات مربوط به تجربه مجدد یا ایجاد مجدد اتفاق، اجتناب از مواردی که افراد مربوط به یک اتفاق را به یاد می آورند، احساس گوشه گیری و داشتن تفکرات منفی می باشد.
  • کابوس های شبانه، اتفاق افتادن مجدد، افزایش عصبانیت، مشکل داشتن در تمرکز، واکنش وحشت زدگی اغراق آمیز و مشکلاتی در به یاد آوردن جنبه های مختلف مربوط به یک اتفاق از جمله علائم محتملی هستند که ممکن است افراد دچار شده به PTSD تجربه کنند.
  • اختلال دلبستگی واکنشی[۴] می تواند در زمانی ایجاد شود که کودکان در طول سال های اولیه زندگی خودشان روابط و دلبستگی های مناسب و سالمی با مراقبان بزرگسال خودشان نداشته باشند.
  • علائم مربوط به این اختلال شامل دور شدن از مراقبان بزرگسال و اختلال های اجتماعی و عاطفی می باشد که در نتیجه الگوهای مربوط به مراقبت نامناسب و بی توجهی صورت می گیرد.

اختلال های گسستی

اختلال های گسستی عبارت از اختلال های روان شناختی هستند که شامل عدم ارتباط یا وقفه در جنبه های هوشیاری است که شامل هویت و حافظه می باشد.

اختلال های گسستگی شامل موارد زیر می باشند:

  • فراموشی گسستی[۶] که شامل فراموش کردن آنی خاطره در نتیجه یک گسستگی می باشد.
  • در اکثر موارد، این مورد از دست دادن حافظه که می تواند کوتاه مدت باشد یا چندین سال به طول بکشد، در نتیجه برخی از آسیب های روان شناختی ایجاد می شود.
  • فراموشی گسستی یک موردی ساده تر از فراموشی ساده می باشد.
  • که این اختلال را دارند ممکن است که برخی از اطلاعات را در مورد اتفاقات به یاد بیاورند، ولی ممکن است که نتوانند برخی از اطلاعات محدود به یک دوره زمانی را به یاد بیاورند.
  • اختلال هویت گسستی[۷]  که قبلا به عنوان اختلال شخصیت چندگانه شناخته می شد، شامل وجود داشتن دو یا چند هویت یا شخصیت می باشد.
  • هر یک از شخصیت ها روش منحصر به خودش را برای درک و تعامل با محیط دارند. افراد دچار شده به این اختلال یک سری مشکلاتی را در رفتار، حافظه، درک، پاسخ عاطفی و هوشیاری تجربه می کنند.
  • اختلال دگرسان بینی خود / دگرسان بینی محیط[۸] که مشخصه آن تجربه کردن احساس خارج شدن از بدن خود (دگرسان بینی خود) و قطع ارتباط از محیط (دگرسان بینی محیط) می باشد.
  • افرادی که چنین اختلالی را دارند، در اغلب مواقع احساس غیرواقعی بودن یا قطع ارتباط غیراختیاری را از حافظه، احساسات و بخش هوشیار خودشان تجربه می کنند.

علائم بدنی و اختلال های مربوطه

این گروه که قبلا به عنوان یک زیر گروه در اختلال های جسمانی شکل قرار داشت، به عنوان علائم بدنی و اختلال های مربوطه شناخته می شود.

اختلال های علائم بدنی یک گروه از اختلال های روان شناسی می باشند که شامل علائم فیزیکی برجسته ای هستند که ممکن است یک علت فیزیکی قابل تشخیصی نداشته باشند.

برخلاف روش های قبلی مربوط به مفهوم بندی، این اختلال های بر مبنای نبود توضیح پزشکی برای علائم فیزیکی می باشند.

تشخیص فعلی بر روی تفکرات، احساسات و رفتارهای غیرنرمالی تاکید می کند که در پاسخ به این علائم صورت می گیرد.

اختلال های موجود در این گروه عبارتند از:

  • اختلال علامت بدنی[۹] شامل وجود داشتن علائم فیزیکی می باشد که منجر به ایجاد مشکل برای یک عملکرد نرمال می شود.
  • وجود داشتن این علائم منجر به ناراحتی عاطفی و ایجاد مشکلاتی در زندگی روزمره می شود.
  • نکته مهمی که باید مورد توجه قرار بگیرد عبارت از این مورد است که علائم بدنی نشان نمی دهند که فرد وانمود می کند دارای درد فیزیکی، خستگی یا سایر علائم می باشد.
  • در این وضعیت، علائم فیزیکی واقعی منجر به ایجاد اختلال در زندگی فرد نمی شوند، چرا که این وضعیت یک واکنش حدی و رفتارهای ایجاد شده می باشد.
  • اختلال اضطراب بیماری[۱۰] یک اختلالی می باشد که مشخصه آن نگرانی بیش از حد در مورد داشتن شرایط بالینی غیرقابل تشخیص می باشد.
  • افرادی که چنین اختلال روانشناختی را تجربه می کنند، نگرانی بیش از حدی در مورد عملکرد و احساسات بدنشان پیدا می کنند و متقاعد می شوند .
  • یک بیماری جدی دارند یا در آینده به چنین بیماری دچار خواهند شد، و حتی زمانی که آزمایش های پزشکی منفی باشند هم نمی توانند از نگرانی خودشان خلاص شوند.
  • این تمایل به بیماری منجر به ایجاد اضطراب و ناراحتی قابل توجهی خواهد شد.
  • همچنین این مورد منجر به ایجاد تغییراتی در رفتارهایی از قبیل مراجعه به آزمایش / درمان بالینی خواهد شد و فرد از قرار گرفتن در موقعیت هایی که ریسک سلامتی بالایی دارند، اجتناب خواهد کرد.
  • اختلال تبدیل[۱۱] شامل علائم حرکتی یا حسی می باشد که بدون هیچ نوع دلیل عصب شناختی یا بالینی مناسبی صورت می گیرد.
  • این اختلال در اکثر موارد بعد از یک آسیب فیزیکی واقعی یا استرس زا ایجاد می شود و حتی منجر به واکنش های فیزیکی و عاطفی می شود.
  • اختلال ساختگی[۱۲] که قبلا یک گروه مجزایی بود و در حال حاضر در DSM-5 در گروه مربوط به علائم بدنی و اختلال های مربوطه قرار دارد.
  • یک اختلال ساختگی در زمانی صورت می گیرد که یک فرد به صورت هدفمند علائم بیماری را ایجاد کند، به چنین بیماری وانمود کند یا در بیان کردن علائم آن اغراق کند.
  • نشانگان مونچازون[۱۳]، که در آن افراد وانمود به یک شرایط خاصی می کنند تا توجه بقیه را جلب کند، یکی از شدیدترین اختلال های ساختگی می باشد.

اختلال های تغذیه ای و غذایی

مشخصات اختلال های تغذیه ای شامل نگرانی بیش از حد در مورد وزن و الگوهای غذا خوردن اختلال آوری می باشد که یک تاثیر منفی بر روی سلامت فیزیکی و روانی دارد.

اختلال های تغذیه ای و غذایی که قبلا در چارچوب طفولیت و کودکی تشخیص داده می شدند، در DSM-5 به یک گروه مستقل تبدیل شده است.

انواع اختلال های تغذیه ای عبارتند از:

  • بی اشتهایی عصبی[۱۵] که مشخصه آن مصرف غذای محدودی می باشد که منجر به کاهش وزن و داشتن یک وزن بسیار پایین برای بدن می باشد.
  • افرادی که چنین اختلالی را تجربه می کنند، همچنین نسبت به افزایش وزن ترس دارند و همچنین یک دید نادرستی نسبت به ظاهر و رفتار خودشان دارند.
  • پر اشتهایی عصبی[۱۶] شامل حرص و ولع داشتن برای پرخوری و انجام دادن اقدامات جبرانی برای از بین بردن تاثیرات این پرخوری می باشد.
  • این رفتارهای جبرانی شامل استفراغ از طریق خود تحریکی، سوء استفاده از ضد یبوست ها و ادرار آورها و ورزش کردن بیش از حد می باشد.
  • اختلال نشخواری[۱۷] که از طریق برگرداندن غذای قبلا جویده شده یا بلعیده شده به منظور انداختن به بیرون یا بلعیدن مجدد مشخص می شود.
  • بیشتر افرادی که به این اختلال دچارمی شوند، کودکان یا افراد بزرگسالی هستند که همچنین دارای تاخیر رشدی یا عدم توانایی ذهنی می باشند.
  • مشکلات دیگری که می توانند از این رفتار ایجاد شوند شامل از بین رفتن دندان، زخم های مری و سوء تغذیه می باشند.
  • ویار[۱۸] که شامل اشتیاق داشتن به مواد غیر غذایی، همانند خاکریز، رنگ یا صابون، و مصرف آنها می باشد.
  • این اختلال بیشتر در کودکان و افراد دارای ناتوانی رشدی مشاهده می شود.
  • اختلال زیاده روی در خوردن غذا[۱۹] که برای اولین بار در DSM-5 معرفی شد و شامل یک نوع زیاده روی در مصرف غذا می باشد به نحوی که فرد یک مقدار زیاد و غیر معمول از غذا را طی چندین ساعت می خورد.
  • این افراد نه تنها پرخوری می کنند، بلکه همچنین نمی توانند خوردن خودشان را کنترل کنند.
  • در برخی مواقع اختلال زیاده روی در خوردن غذا از طریق عواطفی همانند احساس خوشحالی یا اضطراب، خستگی یا بعد از یک اتفاق استرس زا تشدید می شود.

[۱] Acute stress disorder

[۲] Adjustment disorders

[۳] Post-traumatic stress disorder

[۴] Reactive attachment disorder

[۵] Dissociative Disorders

[۶] Dissociative amnesia

[۷] Dissociative identity disorder

[۸] Depersonalization/derealization disorder

[۹] Somatic Symptom disorder

[۱۰] Illness anxiety disorder

[۱۱] Conversion disorder

[۱۲] Factitious disorder

[۱۳] munchausen syndrome

[۱۴] Feeding and Eating Disorders

[۱۵] Anorexia nervosa

[۱۶] Bulimia nervosa

[۱۷] Rumination disorder

[۱۸] Pica

[۱۹] Binge-eating disorder

اختلال های خواب – بیداری

اختلال های خواب عبارت از ایجاد اختلال در الگوهای خواب می باشد که منجر به ایجاد مشکل در عملکرد روزمره می شود و بر روی آن تاثیر می گذارد.

مثال های مربوط به اختلال های خوابی عبارتند از:

  • حمله خواب[۱] عبارت از شرایطی می باشد که افراد یک نیاز غیرقابل جلوگیری به خواب احساس می کنند.
  • افرادی که حمله خواب را تجربه می کنند، ممکن است که به صورت ناگهانی از دست دادن کشش طبیعی عضلات را تجربه کنند.
  • اختلال بی خوابی[۲] عبارت از عدم توانایی برای خوابیدن مناسب و کافی و خارج کردن خستگی از بدن می باشد.
  • در حالی که برخی از افراد در برخی از مراحل زندگی خودشان مشکلات و اختلال های خوابی را تجربه می کنند.
  • ولی بی خوابی در زمانی به عنوان یک اختلال در نظر گرفته می شود که همراه با ناراحتی یا نقایص قابل توجه در طول زمان بروز کند.
  • اختلال خواب آلودگی بیش از حد[۳] عبارت از یک نوع اختلالی می باشد که ویژگی بارز آن خوابیدن بیش از حد در طول روز یا خوابیدن طولانی در شب می باشد.
  • افرادی که چنین ویژگی هایی را دارند، ممکن است در طول روز و در زمان های نامناسب، همانند کار و مدرسه، به خواب بروند.
  • افراد دارای اختلال خواب آلودگی بیش از حد علاوه بر احساس خواب آلودگی بیش از حد، همچنین ممکن است که اضطراب، مشکلات حافظه ای، از دست دادن اشتها، تفکر کُند و اختلال های مربوط به زمان بیدار شدن را تجربه کنند.
  • اختلال های خواب مربوط به تنفس کشیدن[۴] عبارت از اختلال های می باشد که شامل نابهنجاری های تنفسی می باشد و ممکن است مواردی از قبیل گرفتگی تنفس یا خروپف شدید در طول خواب صورت بگیرد.
  • این مشکلات تنفسی می توانند در نتیجه توقف های مختصر در خواب ایجاد شوند و می توانند منجر به ایجاد مشکلاتی از قبیل بی خوابی و خواب آلودگی در طول روز شوند.
  • نابهنجاری های خوابی[۵] شامل اختلال هایی می باشد که ویژگی آنها عبارت از صورت گرفتن رفتارهای غیرنرمال در طول خواب می باشد.
  • چنین اختلال هایی شامل راه رفتن در طول خواب، وحشت زدگی در طول خواب، صحبت کردن در طول خواب و غذا خوردن در طول خواب می باشد.
  • سندرم ناراحتی در پا[۶] عبارت از یک نوع شرایط عصبی است که شامل داشتن احساس ناراحتی در پاها و اصرار شدید برای حرکت دادن پاها به منظور تسکین این دردها می باشد.
  • افرادی که چنین شرایطی دارند، ممکن است در نتیجه حرکت دادن بیش از حد پاهای خودشان احساس کشیدگی، وارفتگی، سوختگی و سایش را در پاهای خودشان احساس کنند که در نهایت منجر به ایجاد اختلال در خواب این افراد می شود

اختلال های خوابی که مربوط به یکی دیگر از اختلال های روانی می باشند و همچنین اختلال های خوابی که مربوط به شرایط بالینی عمومی می باشند، از DSM-5 حذف شده اند.

همچنین آخرین ورژن DSM بر روی وجود داشتن شرایط همزمان مربوط به هر یک از این اختلال های خواب – بیداری تاکید کرده است.

APA توضیح داده است که این تغییر “تاکیید می کند که افراد دارای یک اختلال خواب می باشند که نیاز به مراقبت بالینی مستقل از سایر اختلال های روانی و بالینی دارد؛

این مورد وجود داشتن تاثیرات دو طرفه و تعاملی ما بین اختلال های خوابی و اختلال های بالینی و روانی همزمان را مورد تایید قرار می دهد.”

اختلال های جدا کننده، انگیزشی – کنترلی و ارتباطی

اختلال های انگیزشی – کنترلی عبارت از اختلال هایی هستند که شامل عدم توانایی برای کنترل عواطف و رفتار ها می باشند و در نهایت منجر به آسیب دیدن خود فرد یا سایر افراد می شود.

این مشکلات مربوط به کنترل عاطفی و رفتاری، از طریق اقداماتی صورتی می گیرند که شامل تجاوز به حقوق دیگران.

برای مثال از بین بردن دارایی یا تعرض فیزیکی و / یا شامل اقداماتی می باشد که با هنجارهای اجتماعی، دستگاه های حاکمیتی و قوانین تضاد دارد.

انواع اختلال های تکانشی – کنترلی عبارتند از:

  • جنون دزدی[۸] شامل عدم توانایی برای کنترل انگیزش های دزدی می باشد. افرادی که دارای جنون دزدی هستند .
  • در اغلب مواقع وسایلی را می دزدند که در واقعیت هیچ نیازی به آن ندارند یا دارای هیچگونه ارزش پولی نمی باشند.
  • افرادی که چنین شرایطی را دارند، قبل از انجام دادن دزدی یک نوع احساس تنش و فشار می کنند و بعد از دزدیدن احساس راحتی و قدردانی از خودشان را دارند.
  • جنون آتش افروزی[۹] شامل شیفتگی و تمایل زیاد به آتش می باشد که در نتیجه آن فرد شروع به آتش زدن وسایلی می کند و خودش و سایر افراد را در یک وضعیت خطرناک قرار می دهد.
  • اختلال انفجار متناوب[۱۰] در نتیجه عصبانیت و خشونتی ایجاد می شود که دارای طغیان کوتاه مدت می باشد و متناسب با موقعیت موجود نیست.
  • افرادی که چنین ویژگی دارند، ممکن است که اقدامات خشمیگنانه یا خشونت آمیز انفجاری را در پاسخ به دلخوری ها و ناکامی های روزمره نشان بدهند.
  • اختلال رفتاری[۱۱] عبارت از شرایطی می باشد که در کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ ساله ای تشخیص داده می شود و فرد به صورت مرتب نسبت به هنجار های اجتماعی و حقوق سایر افراد تجاوز می کند.
  • کودکان دارای این اختلال نسبت به سایر حیوانات و افراد خشمگین می شوند، دارایی ها را خراب می کنند، دروغ می گویید و دزدی می کنند، و نسبت به سایر قواعد و قوانین تجاوز می کنند.
  • این رفتارها منجر به ایجاد مشکلات قابل توجهی در عملکرد آکادمیک، کاری یا اجتماعی افراد می شود.
  • اختلال مخالف و نافرمانی[۱۲] قبل از سن ۱۸ سالگی شروع می شود و مشخصه آن عبارت از مخالفت، تحریک پذیری، عصبانیت، خشمگینی و کینه جوئی می باشد.
  • هر چند که همه کودکان در برخی مواقع نافرمانی می کنند، ولی کودکان دارای اختلال مخالف و نافرمانی، تقریبا در تمامی زمان ها از برآورده کردن درخواست های بزرگترها امتناع می کنند .
  • برای آزار و اذیت دیگران یک سری اقداماتی را انجام می دهند.

[۱] Narcolepsy

[۲] Insomnia disorder

[۳] Hypersomnolence disorder

[۴] Breathing-related sleep disorders 

[۵] Parasomnias

[۶] Restless legs syndrome

[۷] Disruptive, Impulse-Control, and Conduct Disorders

[۸] Kleptomania

[۹] Pyromania

[۱۰] Intermittent explosive disorder

[۱۱] Conduct disorder

[۱۲] Oppositional defiant disorder

سایت “کانون مشاوران ایران” به عنوان مرجع روانشناسی، همواره در کنار شماست. متخصص زوج درمانی و خانواده درمانی و مشاوره فردی در نقاط مختلف ایران از جمله اصفهان، تبریز، شیراز و تهران و مرکز مشاوره قیطریه ، شهرک غرب، شریعتی و غیره به مشاوره تخصصی می پردازند.

اختلال های مربوط به مواد و اعتیاد آورها

اختلال های مربوط به مواد شامل استفاده و سوء استفاده از مواد مختلفی همانند کوکائین، متامفتامین، مواد افیونی، و الکل می باشد.

این اختلال ها می تواند شامل شرایط ایجاد شده از طریق مواد باشد که می تواند در تشخص های مختلف مربوط به مسمومیت، ترک، ایجاد روان پریشی، اضطراب و روان آشفتگی مشخص شود.

مثال های مربوط به اختلال مواد عبارتند از:

  • اختلال های مربوط به الکل[۱] شامل مصرف الکل می باشد که پرمصرف ترین مواد (که به صورت متعددی در مصرف آن اوردوز می شود) در ایالات متحده می باشد.
  • اختلال های مربوط به حشیش[۲] شامل علائمی از قبیل مصرف بیش از حد، احساس عدم توانایی برای متوقف کردن مصرف این مواد و ادامه دادن به مصرف با وجود تاثیرات مضر آن در زندگی فرد می باشد.
  • اختلال مصرف مواد استنشاقی[۳] شامل استنشاق کردن بخار مربوط به موادی از قبیل رنگ ها و حلال ها می باشد.
  • افراد دارای این شرایط همانند افراد مبتلا به سایر اختلال های مربوط به مواد، تمایل به مصرف این مواد را تجربه می کنند و کنترل کردن یا متوقف کردن مصرف به سختی امکان پذیر می باشد
  • اختلال مصرف محرک[۴]  عبارت از یک گروه جدید در DSM-5 می باشد که شامل استفاده از محرک هایی همانند مت، آمفتامین و کوکائین می باشد.
  • اختلال مصرف تنباکو[۵] که مشخصه آن علائمی از قبیل مصرف تنباکو بیشتر از حد مورد نظر، سخت بودن کمتر کردن مصرف یا  متوقف کردن، تمایل داشتن برای مصرف آن، و مواجه شدن با تاثیرات اجتماعی مضر در نتیجه مصرف تنباکو می باشد.

DSM-5 در این گروه شامل اختلال قماربازی هم می باشد. انجمن روان پزشکی آمریکا[۶] بیان کرده است که این تغییر ” نشان دهنده شواهد سازگار و در حال افزایشی می باشد.

برخی از رفتارها، همانند قمار بازی، منجر به فعال سازی سیستم قدردانی مغز می شوند که تاثیرات مشابهی با داروهای سوء مصرف شده دارند و علائم اختلال قمار بازی، با علائم اختلال های مصرف مواد تا یک حد خاص مشابه می باشند.”

اختلال های شناختی – عصبی

اختلال های شناخت عصبی از طریق نقایص ایجاد شده در عملکرد شناختی مشخص می شوند. این اختلال ها شامل شناخت معیوب که در زمان تولد یا مراحل اولیه زندگی وجود دارند، نمی باشد.

انواع اختلال های شناختی عبارتند از:

  • روان آشفتگی[۸]، که همچنین به عنوان وضعیت اغتشاش آمیز شناخته می شود .
  • در طول یک دوره زمانی کوتاه مدت (معمولا چند ساعت یا چند روز) ادامه پیدا می کند و مشخصه آن اختلال در توجه و هوشیاری می باشد.
  • اختلال های شناختی – عصبی عمده و خفیف[۹] که ویژگی اصلی آن کاهش شناخت در یک یا چند بخش است که شامل حافظه، توجه، زبان، یادگیری و ادراک می باشد.
  • این اختلالات شناختی می توانند از طریق یک سری از شرایط بالینی ایجاد شوند که شامل بیماری آلزایمر، عفونت HIV، بیماری پارکینسون، مصرف مواد / دارو، بیماری عروقی، و سایر موارد می باشند.

اختلال های شخصیتی

اختلال های شخصیتی از طریق الگوی پایداری از تفکرات، احساسات و رفتارهای ناسازگاری مشخص می شود که می توانند منجر به وارد شدن آسیب های جدی به روابط و سایر حوزه های زندگی شوند.

انواع اختلال های شخصیتی عبارتند از:

  • اختلال شخصیتی ضد اجتماعی[۱۱] که مشخصه آن عدم توجه دائمی به قوانین، هنجارهای اجتماعی و حقوق سایر افراد می باشد.
  • افرادی که به این اختلال های دچار می شوند، معمولا علائم بیان شده را در دوران کودکی نشان می دهند، به سختی می توانند با سایر افراد همدردی کنند و به دلیل رفتارهای مخرب خودشان پشیمان نمی شوند.
  • اختلال شخصیتی اجتنابی[۱۲] شامل ممانعت های اجتماعی شدید و حساسیت نسبت به طرد شدن می باشد.
  • چنین احساسات ناایمنی می توانند به ایجاد مشکلات قابل توجهی در زندگی و عملکرد روزمره فرد منجر شوند.
  • اختلال شخصیتی حدی[۱۳] که دارای علائمی از قبیل تحریک پذیری عاطفی، روابط میان فردی ناپایدار و شدید، خود تصویری ناپایدار، و رفتارهای تکانشی می باشد.
  • اختلال شخصیتی وابسته[۱۴] که شامل الگوهای مزمن مربوط به جدایی از ترس و نیاز شدید به مراقبت می باشد.
  • افرادی که چنین اختلالی دارند در اغلب مواقع یک سری رفتارهایی انجام می دهند که برای  ایجاد اقدامات مراقبتی در دیگران طراحی شده است.
  • اختلال شخصیتی نمایشی[۱۵] مربوط به الگوهای عاطفی و رفتار های جلب کننده توجه حدی می باشد.
  • افرادی که چنین شرایطی دارند در مجموعه هایی که مورد توجه قرار نمی گیرند، احساس ناراحتی می کنند.
  • عواطف خودشان را به سرعت تغییر می دهند، و ممکن است که یک سری رفتارهای نامناسب اجتماعی انجام بدهند که فقط به منظور جلب توجه سایر افراد می باشد.
  • اختلال شخصیتی خود شیفتگی[۱۶] مربوط به الگوهای پایدار از خود تصویری اغراق شده، خود محوری، و همدلی سطح پایین می باشد.
  • افرادی که چنین ویژگی دارند تمایل دارند که علاقمندی بیشتری نسبت به خودشان داشته باشند و به سایر افراد کمتر توجه می کنند.
  • اختلال شخصیتی وسواس فکری – عملی[۱۷] عبارت از الگوی فراگیر مربوط به مشغولیت نسبت به فرمانبرداری، کمال گرایی، عدم انعطاف پذیری و کنترل روانی و میان فردی می باشد.
  • این شرایط یک شرایط متفاوتی نسبت به اختلال وسواس فکری – عملی (OCD) می باشند.
  • اختلال شخصیتی پارانویایی[۱۸] از طریق عدم اعتماد به سایر افراد، و حتی خانواده، دوستان و شریک های عاطفی مشخص می شود.
  • افرادی که چنین اختلالی دارند، فکر می کنند که سایر افراد بدخواه می باشند، حتی در صورتیکه هیچ نوع مدرک یا توجیحی در این مورد نداشته باشند.
  • اختلال شخصیتی اسکیزوید[۱۹] (مبتلا به اختلال روانی و جنون گوشه گیری) علائمی را شامل می شود که برای مثال می توان به  جدا شدن از روابط اجتماعی اشاره کرد.
  • افرادی که چنین اختلالی را دارند، به سمت زندگی های درونی خودشان حرکت می کنند و در اغلب موارد  نسبت به روابط بی توجه هستند این افراد به صورت عمومی نبود .
  • اظهار عاطفی را نشان می دهند و می توانند به صورت افراد سرد و کناره گیر باشند.
  • اختلال شخصیتی اسکیزوفرنی گونه[۲۰] شامل عدم رعایت هنجار های موجود در صحبت، رفتارها، ظاهر و تفکرات می باشد.
  • افرادی که چنین تفکراتی را دارند .ممکن است که عقاید عجیب و غریبی را تجربه کنند یا جادویی اندیشی داشته باشند و در ایجاد روابط با مشکلاتی مواجه شوند.

توصیه ای برای داشتن زندگی بهتر

اختلال های روان شناختی می توانند منجر به ایجاد مشکلاتی در عملکرد روزمره، روابط، کار، مدرسه و سایر حوزه های مهم شوند.

با این وجود افراد با استفاده از تشخیص و درمان مناسب می توانند از این علائم بهبود پیدا کنند و روش های مقابله ای مناسبی را مورد استفاده قرار دهند.

نویسنده: کندرا چری[۲۱] – ویرایش شده توسط: استون گنز[۲۲]

آخرین به روز رسانی: ۲۰ نوامبر ۲۰۱۸


[۱] Alcohol-related disorders

[۲] Cannabis-related disorders

[۳] Inhalant-use disorder

[۴] Stimulant use disorder

[۵] Tobacco use disorder

[۶] The American Psychiatric Association

[۷] Neurocognitive Disorders

[۸] Delirium

[۹] Major and mild neurocognitive disorders

[۱۰] Personality Disorders

[۱۱] Antisocial personality disorder

[۱۲] Avoidant personality disorder

[۱۳] Borderline personality disorder

[۱۴] Dependent personality disorder

[۱۵] Histrionic personality disorder

[۱۶] Narcissistic personality disorder

[۱۷] Obsessive-compulsive personality disorder

[۱۸] Paranoid personality disorder

[۱۹] Schizoid personality disorder

[۲۰] Schizotypal personality disorder

[۲۱] Kendra Cherry

[۲۲] Steven Gans, MD


چگونه یک مکالمه معنی دار و منطقی داشته باشیم؟

چگونه یک مکالمه معنی دار و منطقی داشته باشیم؟

ارتباط می تواند سخت باشد. اغلب اوقات، ما نهایت تلاش خود را می کنیم تا خود و فرد مقابلمان را شاد نگه داریم.

مساله این است که ما همیشه هم بهترین راهکار برای این مورد را نمی دانیم. ممکن است کاری را انجام دهیم که فکر میکنیم درست است و کمک می کند تا ارتباط را در نقطه ای که ما میخواهیم، تثبیت کند.

یا، ممکن است به تلاش هایی که در گذشته هم انجام می دادیم ادامه دهیم با این امید که نتیجه بهتری خواهیم گرفت. نهایتا، ما از این تلاش ها خسته می شویم یا از پذیرش این که ارتباط همین است و تغییر نخواهد کرد منزجر می شویم.

در این مقاله سعی می شود ساختاری برای اینکه چگونه می توان یک مکالمه معنی دار و منطقی با فرد مقابل داشت، ارائه شود.

با دانستن اینکه چگونه می توانید مکالمه ای راهبردی و منطقی داشته باشید، ارتباط شما تقویت شده، احساس صمیمیت و نزدیکی بیشتری برای هر دوی شما به ارمغان خواهد آورد و راههای جدیدی برای نزدیک شدن به ارتباط به دست خواهد داد .

به این طریق شما به هر آنچه که می خواهید می توانید برسید. تمرین هایی وجود دارد که به شما کمک می کند تا بدانید چگونه می توان به مکالمه و درگیری شدن در آن سوق پیدا کرد.

این توصیه ها به ایجاد محیطی هدایت گر و سرگرم کننده کمک می کند که در آن هر فردی قادر به یادگیری در مورد فرد دیگر است به گونه ای که هیچ یک به احساسات فرد دیگر لطمه وارد نکنند یا بجای مکالمه مشاجره صورت نگیرد.


آماده کردن زمینه برای مکالمه

  • در هر مکالمه معنی داری، بهترین کار اختصاص زمان برای انجام آن است به نحوی که هیچ یک از دو طرف درگیر نبوده و هر دوی شما انرژی فیزیکی و احساسی برای صحبت کردن داشته باشید.
  • این نوع مکالمات باید جالب و خوشایند باشند، اما اگر هر دو فرد یا یکی از طرفین خواهان مکالمه در آن لحظه نیستند ممکن است منجر به دعوا و کشمکش شود.
  • چیزهایی که شما باید به آن فکر کنید زمانی است که مکالمه خواهید داشت و اینکه در کجا این مکالمه قرار است انجام شود.
  • از گیر انداختن فرد مقابلتان زمانی که درگیر و مشغول است یا خسته است، مانند زمانی که تازه از سر کار به خانه رسیده اند، دوری کنید.
  • موقعیت را ارزیابی کنید و به خاطر داشته باشید که زمان بندی مناسب برای انجام مکالمه قطعا و تا حد زیادی نتایج این مکالمه را تحت تاثیر قرار می دهد.

شروع مکالمه

  • زمانی که برای صحبت و مکالمه به فرد مقابل نزدیک می شویم، بهتر است به طور شفاف و واضح به آنها بگویید که می خواهید در چه مورد و موضوعی صحبت کنبد.
  • سپس، از آنها بپرسید که آیا مایل به صحبت در مورد آن هستند یا نه. اگر بگویند نه، از آنها بپرسید که آیا مایل هستند در زمان دیگری در این مورد به صحبت بپردازند و اینکه چه زمانی.
  • شما حتی می توانید یک زمان را دوتایی و با همدیگر برای صحبت معین کنید. لازم به ذکر است نحوه بیان و مطرح کردن این مکالمه زمینه را برای واکنش و عکس العمل فرد مقابل شما به مکالمه فراهم می کند.
  • اگر فرد مقابل شما حس کند که مورد هجوم قرار گرفته یا در مخمصه است، با حالت تدافعی پاسخ خواهد داد، که توانایی برای داشتن یک مکالمه خوشایند و کارا را کاهش می دهد.
  • یک تاکتیک برای شروع هر مکالمه عمیق و چالش برانگیزی، نزدیک شدن به موضوع با حس کنجکاوی است.
  • اگر تمایل شما بر این است که بدانید فرد مقابلتان چگونه فکر می کند و چه احساسی دارد، به احتمال زیاد در مکالمه ای درگیر خواهند شد که برای هر دوی شما مفید خواهد بود.
  • به این شیوه تمایل آنها برای وارد شدن در مکالمه بیشتر است.

سایت “کانون مشاوران ایران” به عنوان مرجع روانشناسی، همواره در کنار شماست. متخصص زوج درمانی و خانواده درمانی و مشاوره فردی در نقاط مختلف ایران از جمله اصفهان، تبریز، شیراز و تهران و مرکز مشاوره قیطریه ، شهرک غرب، شریعتی و غیره به مشاوره تخصصی می پردازند.

در طول مکالمه

  • بمانند هر مکالمه عمیق و چالش برانگیزی، شما می خواهید به این فکر کنید که چگونه می توانید احساسات خود را توضیح دهید و چگونه می توانید پاسخ دهید.
  • روانشنسان معتقدند که افراد حرفه ای در مورد چگونگی مزدیک شدن به چنین مکالماتی صبور و آرام هستند و همچنین معتقدند که زوج هایی که دررفتاهای ارتباطی مثبت درگیر هستند، به احتمال زیاد می توانند یک ارتباط بلند مدت و با ثبات را از پیش ببرند.
  • و زمانی که فرد مقابل آنها چیزی بگوید، هرچند حتی شنیدن آن برایشان سخت باشد، با این حال آنها با کنجکاوی پاسخ داده و چیزهایی مانند این می گویند ” این جالبه، در این مورد بیشتر بهم بگو!”.
  • سپس زمانی که مکالمه شروع شد و در طول آن، از عبارات انتقادی و حمله به فرد مقابل خودداری کنید. گاتمن در این باره می گوید، انتقاد اولین مورد از رفتارهای تعیین کننده است که تخریب گرد هستند.
  • هر عبارتی که باعث شود شنونده حس کند مورد حمله قرار گرفته، مورد بی احترامی قرار گرفته  و یا طر شده است، احتمالا منجر به الگوهای مشکل دار دیگر از ارتباطات شود مانند خودداری و مقابله و یا حالت تدافعی شود.
  • به گفته گاتمن، فرق است بین انتقاد و شکایت. شکایت بر رفتار متمرکز است  در حالیکه انتقاد بر خود فرد تمرکز می کند.
  • به منظور ایجاد یک جو ارتباطی که زمینه ساز یک مکالمه ی مفید، مثبت و مشارکتی است، اطمینان حاصل کنید که هر عبارت و جمله ای که بیان می کنید بر چگونگی احساس شما و رفتارهای خاص تمرکز دارد نه اینکه حمله ای به شخصیت و یا رفتار فرد مقابلتان باشد.
  • یک شنونده حمایت گر باشید. به خود اجازه ندهید که با گوشی همراه و یا دیگر اتفاقاتی که حول مکالمه شما رخ می دهد و یا افکاری که یکهو به ذهن شما خطور می کند، حواستان پرت شود.
  • گوش کنید تا درک کنید، نه اینکه صرفا محض پاسخ دادن گوش کرده باشید. سوالاتی جهت واضح تر شدن بحث بپرسید و این به شما کمک می کند تا واقعا درک کنید که فرد مقابلتان چه احساسی دارد.
  • سعی کنید مکالمه فرد مقابلتان را قطع نکنید- تا تمام شدن حرفشان و بیان افکارشان صبر کنید و سپس پاسخ دهید. با صبر کردن تا خاتمه ی صحبت ممکن است چیزی را دریابید که منجر به تغییر نحوه ی پاسخ شما شود.
  • وقتی شروع به صحبت میکنید، به بازخوردهای غیر کلامی فرد مقابلتان توجه کنید. گاهی اوقات درگیر شدن در متاارتباط- ارتباط گرفتن در مورد ارتباط برقرار کردن- کمک کننده است.
  • به عنوان مثال، ممکن است بگویید “به نظر می رسد تو در مورد آن چیزی که من می گویم نامطمئن هستی؟” این استراتژی از جمله تدافعی و انتقادی مانند “تو هیچ وقت من را درک نمی کنی” و یا “چرا این برای تو سردرگم کننده است؟” بهتر است.
  • به جای فرضیه پردازی در مورد اینکه فرد مقابلتان چه احساسی دارد و یا چه فکری می کند، بهتر است دقیقا در مورد آنچه که میخواهید بیشتر بدانید سوال کنید.
  • همچنین به خاطر داشته باشید که یک مالمه شامل تعادلی است از هر دو فرد مکالمه گر و شنونده. سعی کنید از تسلط بر مکالمه اجتناب کنید.

مکالمه مولفه مهمی از حفظ یک ارتباط سالم است. بدون مکالمات، رابطه ها ضعیف تر شده و نهایتا میمیرند.

زمانی که به شیوه ی درست به مکالمه نزدیک می شوید، مکالمات می توانند منجر به کشفیات جدید در مورد اینکه شما و فرد مقابلتان چگونه فکر می کنید و چه احساسی دارید، شوند، احساسات بهتری در مورد صمیمیت و نزدیکی جنسی ایجاد کنند و شاهدی باشند.

برای اینکه شما می توانید در صورت بروز مشکلاتی در ارتباط خود، با همدیگر از این مشکلات عبور کنید.

با پیگیری استراتژی های مطرح شده در اینجا می توانید خود را برای مکالماتی موفق، چالش برانگیز و خوشایند آماده کنید. و زمانی که آماده بودید، این استراتژی ها را در مکالمات خود تمرین کنید.

منبع:مشاورکو


مرکز مشاوره رایگان در تهران

مرکز مشاوره رایگان در تهران می تواند تمامی مشکلات و دغدغه های روحی و روانی شما را حل کند.

یکی از مشکلاتی که همواره شهروندان تهرانی در مرکز مشاوره رایگان ذکر می کنند مشکل کسب ارامش درونی در زنان است.

مرکز مشاوره رایگان در تهران

اساسا، زنان با نگرانی ها و استرس های بسیاری که بر روحیه آنها تاثیر می گذارند.

مبارزه می کنند و از آنجاییکه زنان ستون خانواده هستند.

ناراحتی و استرس آنها به اعضای خانواده به سرعت منتقل می شود و فضای خانه را تحت فشار قرار می دهد.

در این مقاله ما شما را با تکنیک های جالب برای فرار از استرس و نگرانی معرفی می کنیم.

و امیدواریم بتوانید با استفاده از آنها ارامش درونی را به دست آورید.

  • ورزش مستقیم این است که بدن و ذهن شما تقویت می شود.
  • و می توانید خودتان را به راحتی با شرایط سازگار کنید.
  • ورزش منظم به طور طبیعی احساس خوب و مفید به شما خواهد داد.
  • و شما می توانید به مسائل جزئی و با ذهن باز تر حساب کنید.
  • شرایط عمومی را درک کنید. ورزش منظم می تواند.
  • موضوعات عصبی مغز را تعمیر کند و حتی شما را هوشمندتر کند.
  • با این حال، بسیاری از زنان دچار مشکلی هستند .
  • که یک برنامه ورزشی منظم را انجام دهند.
  • و از جمله “من وقت ندارم” یا “من گرفتارم” استفاده می کنند.
  • این زنان با اتهامات مختلف مخالف این هستند.

مقالات سایت توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان “کانون مشاوران ایران “تهیه و پشتیبانی شده است.

مرکز مشاوره رایگان در تهران1

استرس و سلامت

  • استرس سلامت از بین می رود، زیرا مهم ترین چیز این است .
  • که ابتدا خود را دوست داشته باشیم و از خودمان مراقبت کنیم.
  • زنان باید از مزایای ورزش مطلع باشند و نباید آنها را به تأخیر بیاندازند.
  • درباره غذای سالم دقت کنید.

هنگامی که کسی استرس می گیرد، تغذیه بیشتر و بهتر می شود.

سبزیجات، نان، خشکبار و تخم مرغ هنگام مصرف استرس را کاهش می دهند و مواد مغذی خوبی هستند.

این ماده، با ویتامین های آن، سبب می شود که سیستم ایمنی اسیب دیده به استرس بازگردد و سیستم عصبی تقویت شود.

به یاد داشته باشید، با این حال، همیشه باید در مورد مصرف غذا مراقب باشید تا چربی تان زیاد نشود.

علاوه بر این، اگر شما یکی از افرادی هستید که به خوردن زیاد علاقه مند هستید.

باید یک رژیم غذایی مناسب داشته باشید.

راه های کاهش استرس

همچنین، موادی مانند میوه های مرکبات، جو، ماهی، کاهو، نان و مخمر آبجو را که نقش مهمی در کاهش استرس دارند، فراموش نکنید.

شوخ طبعی و خنده یک راه جالب و موثر برای کاهش استرس و خلاص شدن از تجربیات ناخوشایند با دیگران است

هنگامی که از خلق و خوی لذت می برید، دیگر نیازی به اتفاق خوشایندی نیست.

  • شما می توانید با احساسات شادی و طنز که از شما می آید.
  • و حتی بدون هیچ دلیل خاصی احساس خوشحالی کنید.
  • با حس شوخ طبعی شما می توانید بسیاری از مکالمات غیر ضروری و تکراری را از بین ببرید .
  • و در بسیاری از موارد تعادل احساسی شما خصوصا زمانی که در حال حرکت هستید.
  • همیشه یک ظاهر خوب داشته باشید.

مثبت بودن 

هنگامی که به مثبت بودن و خوب بودن ظاهر خود می اندیشید.

احساس اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت.

شما در واقع در لباس زیبا بهتر خود را نشان می دهید.

سبک خاصی از لباس پوشیدن باعث می شود.

شما احساس خوبی کنید و نشان می دهد که شما چه کسی هستید.

  • به عنوان مثال، اگر شما همیشه لباس سیاه پوشیدید، دیگران احساس می کنند .
  • که به دنبال سادگی بوده و تا حدودی مرموز هستید، اگر همیشه از رنگ های روشن استفاده کنید.
  • حس شادی و شاد بودن را القا می کنید بنابراین سعی کنید زیبا به نظر برسید.
  • و زیبایی را مهم بدانید زیرا مردم در اولین دید از ظاهر شما، ویژگی های شخصیت شما را می سنجند.

مراقب خودتات باشید.

مرکز مشاوره خانواده 

در واقع، برخی از زنان عادت کرده اند زندگی خود را با دیگران مقایسه کنند .

و حس خوبی را نسبت به خودشان حس نکنند.

بنابراین از هدیه ای که خودشان دارند و خدا به ان ها داده است، استفاده نمی کنند.

سعی کنید امتیازات و حسادت خود را ترک کنید تا بتوانید از زندگی خود لذت ببرید.

بسیاری از زنان فکر می کنند که می توانند دیگران را تغییر دهند.

آنها فکر می کنند اگر شما به اندازه کافی کار می کنید و ادامه دهید.

طرف دیگر در نهایت یک روز تغییر خواهد کرد؛ البته، کاملا تصور می شود.

که شما می توانید در دیگران موثر باشید.

تغییر دادن رفتار دیگران

اما شما نمی توانید همسر، دوستان و بستگان خود را کاملا تغییر دهید.

آنها اشتباه می کنند آنها ممکن است برای یک زمان کوتاه تغییر کنند.

اما این تغییر هرگز طول نخواهد کشید و تلاش برای تغییر دیگران معمولا شما را نا امید می کند.

بنابراین شما نباید شاد بودن و شادی خود را با توجه به رفتار دیگران تنظیم کنید.

برای بسیاری از زنان، مراقبت از دیگران و توجه به آنها بخش مهمی از زندگی روزمره آنهاست.

مراقبت از عزیزان و کمک به دیگران برای بسیاری طبیعی است و به ما حس شوخ طبعی را می دهد.

اما اگر به خودتان توجه نکنید، این نوع دوست داشتن به شما آسیب می رساند.

مرکز مشاوره رایگان در تهران

 

خودداری از قبول مسئولیت 

  • سعی کنید مسئولیت هایی را که در نهایت شما را ناراحت می کنند، قبول نکنید.
  • در عوض، سعی کنید در مورد خودتان مراقب باشید، زیرا شما تنها کسی هستید.
  • که می توانید از خودتان مراقبت کنید و هیچ کس در مورد سلامت خود بیشتر از شما نگران نیست.
  • توجه بیشتری به مراقبت های بیشتری که می توانید انجام دهید، مراقبت بیشتری از شما خواهد بود.
  • در دنیای مضطرب امروز، آرامش یک فانتزی عالی است که بسیاری ان را آرزو می کنند.
  • اما برای دستیابی به آن، آرزوی کافی نیست، بلکه به گام برداشتن و انجام کاری مه است.
  • آنچه در ادامه است، برخی از تکنیک های روانشناسی است .

ادامه…

روانشناسی جنایی در شناسایی جرم

فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره

روانشناسی جنایی در شناسایی جرم:روانشناسی جنایی علم مطالعه شخصیت تبهکار و همینطور شناختن علت‌ها .

و انگیزه های تبهکاری می باشد که این علت‌ها و انگیزه ها به روش های جامعه پذیری و همینطور اجتماعی شدن.

و تجربه هایی در دوران کودکی و فضای زندگی و همینطور نقش ژنتیک و اختلالات روانشناختی در به وجود آمدن شخصیت شخص .

در زمان اعمال کردن جرم اشاره دارد و به بیان دیگر روانشناسی جنایی را می توان مطالعه علمی رفتار جنایی.

و رویکردهای ذهنی در مرتکب شدن جرم دارای نقش می باشد به تعریف کردن پرداخت.

روانشناسی جنایی در شناسایی جرم

که روانشناسی جرم را عملی می دانند که نظم اجتماع را به هم خواهد زد و مجرم فردی می باشد.

که عملا جرم کرده است و دست خود را به این پدیده به آلوده کردن پرداخته است.

به رفتارهایی که مخالف با قانون جامعه باشد رفتار جنایی می‌گویند.

  • رفتار جنایی خود به نوعی رفتار اجتماعی به حساب می‌آید .روانشناسی جنایی در شناسایی جرم
  • به هرگونه رفتاری که در بافت اجتماعی اتفاق بیفتد و از دیدگاه روانشناسی اجتماعی مورد مطالعه قرار گرفته است.
  • که رفتار اجتماعی می‌گویند و پدیده جرم ریشه های عمیق و تاریخی دارا می باشد.
  • کلمه جرم را دانشمندان برای اولین بار در مطالعه ها و پژوهشهای روانشناختی خود به کار گرفته است.
  • بعد از آن دانشمند های دیگری با نظریه های متعدد وارد صحنه های جنایی شدند .
  • روانشناسی با نگرش به بُعد های شخصیت انسان و همینطور سرگذشت تغییرات اجتماعی و خانواده.
  • همینطور مطالعه ها و پژوهش های عمیقی را انجام داده است.روانشناسی جنایی در شناسایی جرم
  • اگرچه ریشه ی جرم و جنایت را می توان تا سپیده دم تاریخی بشری به آن اشاره داشت.

مقالات سایت توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان “کانون مشاوران ایران “تهیه و پشتیبانی شده است.

روانشناسی جنایی در شناسایی جرم1

دلیل رفتار جنایی در روانشناسی جنایی

بیشتر روانشناسان و روانکاوان دلیل رفتار جنایی در روانشناسی جنایی در نقش شخصیت مجرم می‌داند .

و آنان به این عقیده دارند که بعضی از گونه های شخصیتی بیشتر از گونه های دیگر گرایش به تبهکاری.

و مرتکب شدن جرم را دارا می باشند و یعنی شخصیت انسان در شرایط های متعدد اجتماعی تحت تاثیر .

  • پدیده های جرم از طرف اطرافیان قرار گرفته و یا اینکه تمایل های انسان از محدوده خود خارج خواهد شد.
  • و فرد دست به ارتکاب جرم و جنایت خواهد زد که به عقیده روانشناسان تجربه‌های دوران کودکی.
  • مخصوص رابطه کودک با مادر نقش پر اهمیتی در رشد کردن شخصیت و نحوه سازگار شدن .
  • او با دیگر اشخاص جامعه در آینده دارا می باشد و بر اساس این طرز فکر رفتار جنایی در درون انسان جای دارد .
  • و این گونه برخوردی که از شخص سر می‌زنند و تحت تاثیر سرمایه های ناخودآگاه انسان صورت می‌گیرد .

که برخی از روانکاوان به این عقیده دارند که جرم به گونه ای بیماری روانی در نظر دارند .

که از نابسامانی ها در یکی از لایه های سه گانه شخصیت شخص و یا ارتباط آنها با همدیگر به وجود می آید.

و چنانچه در دوران اولیه زندگی کودکان در فضای خانواده که پر اهمیت ترین مرحله رشد.

و شکل گرفتن شخصیت و هویت کودکان می باشد باید برای شناختن و همینطور ریشه یابی .

و معالجه رفتار نابهنجار اجتماعی و اخلاقی محیط باشد.روانشناسی جنایی در شناسایی جرم

خانواده و روانشناسی جنایی

  • هنگامی که ما خانواده های تربیت یافته دارا نباشیم و فرزندان تربیت یافته هم نداریم .
  • و فضای خانواده یکی از عوامل پر اهمیت و کلیدی در برخورد مجرمانه کودک در زندگی اجتماعی به حساب می‌آید.
  • و کار روانشناسان در رابطه با مطالعه کردن بر روی شخصیت و همینطور طرز تربیت موجب شد .
  • تا روانپزشکان با استفاده کردن از پرسشنامه های خود بتوانند شخصیت مجرم را چه در دوران اولیه زندگی .
  • و چه در آینده آن را شناسایی کند و بیشتر روانشناسانی که به مطالعه جرم پرداخته اند.
  • بر این باورند که باید بر متغیرهای شخصیت اشخاص به تکیه کردن پرداخته .
  • و آن را به بهترین عوامل در قضاوت کردن بالینی می دانند برای اینکه جرم ها تقلیل پیدا کنند.

و یک مبارزه ثمربخش دارا باشد باید پیش از وقوع از آن جلوگیری کرد .

به دلیل اینکه بعد از وقوع جرم دیگر بازسازی کردن مجرم آسان نمی باشد .

و بیشتر روانشناسانی که به مطالعه جرم پرداخته اند.

بر این باورند که باید متغیرهای شخصیت اشخاص تکیه داشت.

و آن را بهترین این عوامل در قضاوت کردن بالینی به حساب آوردند.

عوامل ژنتیک و روانشناسی جنایی

  •  به این عقیده دارند که مجرمان  اشخاص طرد شده به حساب می‌آیند.
  • اما طرز فکر زیست‌شناختی معاصر عوامل ژنتیک را یکی از عوامل پر اهمیت در مدت کم شدن جرم می‌دانند.
  • اما این شک  موجود می باشد که قبول کردن وراثت به عنوان یک عامل در برخورد جنایی دلالت دارا می باشد.
  • که جرم و جنایت عادت هایی  غیر قابل اجتناب می باشند.
  • جرم از پیامدهای حتمی یک ژن بد و یک خون بد به حساب می‌آید و اولین تحقیقی که در ارتباط با جرم .
  •  ژنتیک  توسط روانشناسان صورت گرفت که بعضی از مردم مجرم متولد خواهند شد .
  •  به اشخاص مجرم هم از لحاظ ظاهری دارای حالت های غیر طبیعی مانند جمجمه های غیر معمولی .
  • میان پهن لبه های کلفت و همین‌طور گونه‌های استخوان و چشمان مفعولی دارا می باشد .

اختلال های شخصیتی جنایی

اما روانشناسان دیگر بر این باورند که آنها بیش از ۱۰۰۰ نمونه مجرم را مورد مطالعه قرار دادند.

و به این نتیجه رسیدند که مجرمان بیشتر از غیر مجرمان دارای اختلال های شخصیتی می باشند.

ولی جامعه شناسان ریشه بیماری از رفتار های جنایی را فضای اجتماعی شخص به حساب می‌آورند .

و در عوض این شخص را مورد توجه قرار بدهند جامعه و انحراف های آن را مورد اهمیت قرار می دهد.

که عوامل متعددی در شکل گرفتن جرم دارای تأثیر می باشد .

که شامل موارد زیر خواهد شد:

  • –  جامعه پذیری به صورت ناقص
  • –  یاد گیری رفتار انحرافی
  • –  فشارهای ساختاری

در دنیای امروز برای جلوگیری کردن از وقوع جرم از دیدگاه روانشناسی راهکارهایی موجود می باشد .

که بسیار کارساز و مثبت می باشد که شامل موارد زیر خواهد شد:

۱.

روان درمانی هدف آن سازگار شدن عاطفی به خاطر برخورداری از ارتباط درست می باشد .

که در آن ارتباط درمانگر با رجوع کننده باید بر طبق همدلی صورت بگیرد. ادامه…

روابط مثلثی

روابط مثلثی به روابطی اشاره دارد که در آن دو نفر فردی را به رابطه خود وارد می نمایند تا مشکلات خود را در رابطه حل کنند.

این شخص ثالث در روابط همسران می تواند مادر، برادرزاده، دوست و بعضی اوقات معشوقه باشد.

در مورد چگونگی خیانت و آنچه که خائن است، بسیار نوشته شده است.

بررسی روابط مثلثی

  • اما فردی که از دیدگاه افراد مختلف و حتی روانشناسان دور می شود، “شخص ثالث” است.
  • کسی که نقش مهمی در این رابطه مثلثی ایفا می کند و اغلب در بیشتر موارد رنج می برد.
  • در این مقاله کمی درباره این “شخص ثالث” خواهیم نوشت.

اگر می دانید کسی که در رابطه بین دو نفر دیگر قرار می گیرد یا شما این تجربه را کرده اید، مقاله زیر مفید است.

دلایل بسیاری ما را وابسته به شخص ثالث می سازد.

یکی از مهمترین دلایل این امر وابستگی، ناامنی و عدم رعایت نیازهای کودکی است.

همچنین، بسیاری از سرمایه گذاری های عاطفی، تهدید سوء استفاده، نادیده گرفتن رابطه بین فرد.

و طرف مقابلش همچنین می تواند دلایل اصلی پیوستن رابطه باشد ثالث شخص ساده نیست.

مقالات سایت توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان “کانون مشاوران ایران “تهیه و پشتیبانی شده است.

روابط مثلثی

 احساسات منفی

در یک رابطه، همانطور که همه افراد فکر می کنند، برای یک شخص ثالث آسان نیست.

شخص ثالث اغلب احساسات منفی زیادی را تجربه می کند.

  • گاهی اوقات عصبانی است چرا شما باید روابط عاطفی خود را به این طریق تجربه کنید.
  • گاهی اوقات مضطرب می شود که آیا این رابطه نشان داده می شود و واکنش مخالف چیست؟
  • او گاهی اوقات فریب خورده است، زیرا او نمی داند که او چنین ارتباطی دارد.
  • گاهی اوقات صدمه به کسی یا دیگران آسیب می زند.
  • گاهی اوقات گیج کننده است زیرا نمی داند درست چیست و چه غلط است.
  • گاهی اوقات توسط فردی که به یک امر وارد شده است خشمگین است و اکنون وابسته است.
  • گاهی اوقات این درست است، زیرا او فکر می کند که راهی ندارد.
  • البته، همیشه اینطور نیست که یک شخص ثالث احساسات منفی را تجربه کند.

احساسات مثبت 

گاهی اوقات نیز احساسات مثبت را تجربه می کند.

هیجانات مانند آسایش، مهربانی، لذت بودن در مرکز، پشتیبانی، توجه و پذیرش برای اولین بار است.

چطوری نباشید؟ در همین حال، مهم تجزیه و تحلیل رابطه و تصمیم درست برای شخص ثالث است.

پیشنهادات زیر برای این مفید است:

  • رابطه خود را بررسی کنید.
  • اول باید روابط خود و خودتان را تجزیه و تحلیل کنید.
  • بهتر است به دقت در مورد این سؤالات فکر کنید:
  • چرا وارد این رابطه می شوم؟ چرا من انتخاب کردم؟
  • خسارت از این رابطه برای من چیست؟
  • تصمیم درست چیست؟ آیا باید به کسی کمک کنم؟
  • اگر فردی مقاومت کند یا نامناسب باشد چه باید بکنم؟ و  غیره.
  • بی رحم نباشید، نه مظلوم، نه نجات دهنده باشید.

دلیل ورود به روابط مثلثی

در روابط مثلثی، فردی که وارد رابطه می شود، در یک دایره ظلم، ستم قرار دارد.

گاهی اوقات می خواهد از شخص، خانواده و جامعه انتقام بگیرد، و بنابراین نقش مستعمره را بازی می کند.

ثالث شخص خود می گوید:

  • اگر کسی به من فکر نمی کند، پس من به کسی فکر نمی کنم.

یک بار او نقش مظلوم را می گیرد و می گوید:

  • من هیچ کاری نکردم و من گناه نداشتم، من نیز مرتکب شدم.
  • یک بار می گوید باید به این خانم یا نجیب زاده کمک کند.
  • زیرا او از بی عدالتی بسیار عصبانی می شود.
  • می خواهد نقش نجات دهنده را بازی کند.
  • همه این نقش ها با واقعیت ها مقابله می کنند.
  • و نه تنها کاری را انجام نمی دهند بلکه فرد را نیز به خطر می اندازند.
  • بهترین نقش آن می تواند یک شخص قاطع و رو راست باشد.
  • که بتواند سرنوشت زندگی خود را تعیین کند.
  • دلایل را به راحتی قبول نکنید.

بهانه های روابط مثلثی

همه بهانه های خود را برای روابط مثلثی خود دارند.

داستان هایی مانند همسر من مریض است و نمی تواند نیازهای من را برآورده کند.

همسر من شخص سردی است و ما رابطه عاطفی خوبی نداریم.

  • شما خودتان می توانید بگویید که شما می توانید با شخص دیگری ارتباط برقرار کنید.
  • و فقط برای انتخاب من صبر کنید؛ بعد از اینکه متوجه شدم او را ناختم، قطعا او را طلاق خواهم داد.
  • من فقط نیاز به یک همدم دارم و حق دارم با شخص دیگری باشم اگر همسرم ان را برآورده نکند.

و چندین عذر دیگر که هیچ کدام توجیهی برای یک رابطه مثلثی و خیانت نیست.

در بسیاری از موارد، ما می بینیم که شخص ثالث با همین دلیل بی ارزش رابطه برقرار کرده است.

و هنگامی که او با واقعیت آشنا می شود، شوکه شده و فریب خورده است.

خودتان را در جهت مخالف قرار دهید.

توجیحات فرد در رابطه مثلثی

  • برای تصمیم گیری درباره قطع یا ادامه رابطه، شاید ساده ترین راه این باشد .
  • که خودتان را در جهت مخالف قرار دهید.
  • این باعث می شود که شما احساس همدلی بیشتری داشته باشید.
  • به عنوان مثال، از خود بپرسید: اگر من نیز خود مریض بودم.
  • آیا رابطه زنم با شخص دیگری را می پذیرفتم؟
  • یا در یک وضعیت دیگر بپرسید: اگر من در رابطه بودم و متوجه می شدم .
  • که زنم رابطه عاطفی با شخص دیگری دارد ایا تحمل می کردم؟
  • یا سوالات مشابهی که بسته به اینکه در چه موقعیتی قرار دارید، مفید هستند.

اگر فکر می کنید که در نهایت از رابطه خارج می شود و شما می توانید روابط پایدار.

و آرام با فردی که دوست دارید، اشتباه می کنید. حضور تیم مخالف.

به ویژه هنگامی که پای کودک در وسط است، دائمی است.

اکثر مردم میدان را ترک نمی کنند و قصد دارند رابطه را صدمه بزنند.

صرف نظر از این، احساس گناه، سرزنش و جنگ های مداوم

در مورد نحوه آشنا بودن همیشه در رابطه شما نقش خواهد داشت.

شما با مشکلات زیادی مواجه خواهید شد.

روابط مثلثی1

ادامه…

روانشناسی مشاوره چیست؟

روانشناسی مشاوره چیست؟:این شاخه از روانشناسی به ارزیابی رویکردهایی خواهد پرداخت.

که با هدف کمک کردن به رجوع کننده صورت می‌گیرد.

که در این رویکرد ارتباط میان مشاوره و رجوع  کننده به وجود می‌آید.

که هدف از دارا بودن این ارتباط از برطرف کردن مسئله می باشد .

که برای رجوع کننده  هم یا به عنوان یک مشکل مطرح می باشد .

که در روانشناسی مشاوره جهت ارزیابی کردن به نتیجه های مورد نظر مشاوره اصول و قوانین مطرح می باشد.

که با توجه به طرح های متعددی که در رابطه با مشاوره موجود می باشد. این اصول و قوانین دارای فرق هایی از همدیگر می باشند.

مقالات سایت توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان “کانون مشاوران ایران “تهیه و پشتیبانی شده است.

روانشناسی مشاوره چیست؟

روانشناسی مشاوره چیست؟

  •  رویکرد مشاوره ارتباط نزدیکی با راهنمایی دارا می باشد و هر چند راهنمایی این رویکرد گسترده‌تر  خواهد شد.
  • که همه امور زندگی شخصی و اجتماعی شخص را در بر خواهد گرفت که مشاوره قلب برنامه راهنمایی به حساب می آید.
  • و از قسمت های اساسی آن می باشد و با این توصیف در تاریخ روانشناسی مشاوره مشاهده شد.
  • که در این شاخه از روانشناسی با راهنمایی کردن به منزله فعالیتی دارای نظم در سال ۱۹۰۸ میلادی آغاز شد.
  •  تردیدی نمی باشد که به موازات گسترش پیدا کردن اجتماع و دشواری‌های سازمان‌های آن مشکلات آشکار می‌شود .
  • و چیزهای تازه ای الزامی می باشد که قبلا احتیاجی به آن احساس نمی شده است .

که در چنین موقعیتی با توجه به دشوار بودن موقعیت اجتماعی و همینطور ضعیف شدن ارتباط عاطفی .

و عوامل فراوان دیگر توجه کردن به اصلاح موقعیت عاطفی و روحی اشخاص کاملا الزامی می باشد.

که تحول و تغییر جوامع از حالت ساده به دشواری و پیچیدگی به جنبه‌های متعددی از زندگی شخص را تحت تاثیر قرار داده است.

به صورتی که سازگاری با  دیگر گونه‌ها مانند تحولات و تغییرات در روابط و همینطور تغییرات در شغلی و تحصیلی.

و روانشناسی مشاوره را مورد تایید قرار گرفته است.

 هدف های روانشناسی مشاوره

  •  در تعریف هایی که  در روانشناسی مشاوره  گفته شد تشریح شده که شیوه‌هایی مشخص شد.
  • تا به شخص یاری برساند که خود را بشناسد و منظور و هدف داشتن از اینکه شخص خود را بشناسد.
  • این می باشد که با شناختن خود به صورت انسانی دارای تاثیر تر و خلاق تر و در آخر شادمان تر خواهد شد.
  • که با استفاده کردن از فن های ارائه شده در روانشناسی مشاوره شخص نه تنها شرایط فعلی خود را درک خواهند کرد .
  • بلکه از آنچه که به صورت آن در خواهد آمد مطلع خواهد شد که هدف روانشناسی مشاوره بیشتر شدن رشد شخصی.
  • و روانی شخص در مسیر رشد کردن اجتماعی می باشد.
  • و به این ترتیب روانشناسی مشاوره دارای دو هدف اصلی می باشد که هدف آن و هدف غائی شامل می شود.

 هدف آنی روانشناسی مشاوره

در هدف آنی کاربرد شیوه هایی که راهنمایی های ضروری را در برطرف کردن مشکل های متعددی.

از قبیل مشکل های تحصیلی و همینطور خانوادگی و شغلی و غیره به شخص ارائه خواهد شد .

که آن را علاج واقعه پیش از وقوع می‌داند و موجب پیشگیری کردن از اتلاف سرمایه مادی و معنوی در شخص خواهد شد.

این هدف ها عبارتند از شناسایی کردن و کاربرد شیوه هایی که شخص قادر می باشد.

که با بینش به صورت درست به برطرف کردن مشکل های خود بپردازد و به صورت عادلانه برخورد کند.

معمولا چندین  مکتب در این حوزه موجود می باشد که پر اهمیت ترین آنها شامل مکتب مشاوره مستقیم.

و مشاوره غیرمستقیم و همینطور مشاوره نیمه مستقیم می باشد.

 مکتب مشاوره مستقیم

در این مکتب توجه کردن به عقل و همینطور منطق می باشد که به مشاور اعتقاد دارد .

که مشکل شخص را بهتر از خود او درک خواهد کرد و بهتر می‌توانند نسبت به درمان به زود قضاوت کردن بپردازد.

که این مکتب اعتقاد دارد که بشر به طور ذاتی  خلاق و همینطور دانا  نمی باشد.

و تمام اشخاص بشر مهارت سازندگی خود را دارا نمی باشد و مشاور فردی می باشد.

که در درجه اول خودش را به شناختن پرداخته و در مرحله دوم به اطرافیان یاری می‌دهد تا خود را بتوانند بشناسند.

مکتب مشاوره غیر مستقیم

  •  این مکتب اعتقاد دارد که انسان موجودی سازنده می‌باشد و خلاق و دارای مهارت می باشد.
  • که پر اهمیت ترین ویژگی آشکار انسانی نمی باشد که به طور ذاتی خود آگاهی دارد .
  • که در این مکتب مشاور خودش را به جای درمانجو خواهد گذاشت تا بتواند او را به خوبی بشناسد.

 مکتب مشاوره نیمه مستقیم

این مکتب به موقعیت انسان در محیط توجه خواهد کرد و مشاور به یافتن شخص.

و نیز همینطور به پیدا کردن خودش در محیط توجه خواهد کرد که به نظر این مکتب انسان هنگامی.

که دچار آشفتگی در رفتار یا بیماری های عاطفی و یا امثال آنها بشود که نتواند شرایط خود را در محیط معین کند .

که کار مشاورین این می باشد که بیمار را به عنوان یک موجود به خصوص در شرایط به خصوص خود مورد توجه قرار دهد.

 شیوه های مورد استفاده در روانشناسی مشاوره

  •  شیوه های متعدد جهت مشاوره و همینطور پژوهش در این حوزه موجود می باشد .
  • که از جمله مشاهده کردن و همینطور مصاحبه و پرسشنامه و غیره که عمدتاً بر طبق مکتب فکری روانشناسی.
  • و نوع اطلاعات مورد احتیاج به هدف های پژوهش یا امر مشاور مورد استفاده قرار می گیرد .
  • و گاهی اوقات از آزمون های متعدد هوش و همینطور شخصیت و غیره مورد استفاده قرار خواهند داد.

مشاوره موثر احتیاج داشتن به شناخت و درک مطلوبی از خصوصیات و احتیاج ها و همینطور توانایی‌های رجوع کنندگان.

و شرایط هایی می باشد که خود را در آنها مشاهده می‌کنند که این فرآیند همینطور تحت تاثیر عقیده ها.

و نظام ارزشی و طرز فکر مشاور به انسان و همینطور مکتبهای روانشناسی شایع مورد قبول او قرار دارد .

و مشاوران می‌توانند زندگی رجوع کنندگان را به تحول و تغییر ببخشند .

و می‌تواند آنها را در کسب کردن شناخت بهتر و همینطور توانایی‌های برطرف شده مسئله آنها را حمایت کنند. ادامه…

روانشناسی تربیتی چیست؟

فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره


روانشناسی تربیتی چیست:تعریف روانشناسی تربیتی به آن چیزی که روانشناسان در رابطه با تعلیم و تربیت بیان کرده‌اند.

تعریف رایج نمی باشد و فردی به چنین تعریفی از روانشناسی تربیتی نرسیده است.

ولی با این وجود این یکی از چند تعریف محتمل میباشد و اهمیت چنین تعریفی در آگاهی یافتن در نظراتی می‌باشد.

که در زمان تاریخ از زمان فیلسوفان یونان تا زمان حال در رابطه با این مسئله بازگو شده و دارای اثر های عملی می باشد .

که بر روی کار معلمان و همینطور متخصصان تربیتی  اثر گذاشته است به طور مثال می توان  بعضی از روانشناسان بیان کرده‌اند.

روانشناسی تربیتی چیست؟

روانشناسی تربیتی چیست؟

که ذهن انسان از توانایی ها و استعدادهای مجزا و دارای استقلال از همدیگر مانند:

استدلال و همین طور اراده و قضاوت کردن تشکیل شده است.روانشناسی تربیتی چیست؟

درس هایی مانند ریاضی و هندسه و منطق و موارد درسی دیگر از این قبیل می‌تواند.

این قوای ذهنی را به تقویت کردن بپردازد. به کار بستن و یا اعمال اصول نظریه ها .

و همینطور یافته های تحقیقی دانش روانشناسی در شرایط های تربیتی دوم این تعریف از روانشناسی تربیتی می باشد .

افرادی که این تعریف را قبول کرده‌اند روانشناسی تربیتی را از شاخه ای از علم روانشناسی می‌دانند.

و روانشناسی تربیتی قسمتی از مجموعه عظیمی می باشد .

محتوای روانشناسی تربیتی

  • که به صورت کلی محتوای روانشناسی را در ارتباط با مطالعه علمی رفتار تشکیل خواهد داد .
  • که با آن که در این تعریف عمل و کاربرد بیشترین نقش را به ایفا کردن می‌پردازد .
  • ولی طرفدار های این نظر نقشه تحقیقی روانشناسی تربیتی را منکر نمی‌شود.
  • و ضمن آن که تحقیقات او را در رابطه با روانشناسی می‌دانند پیشنهاد می‌کنند.
  • از مسیری که روانشناس می‌رود به این معنی می باشد که قبل از انجام دادن.
  • هرگونه تحقیق و پژوهش به بعضی از معیارهای زیر که در رابطه با مطالعه علمی دارای ارزش می باشد توجه کنند.

معیار غیر اخلاقی بودن علم:

  • علم نه اخلاقی می باشد و نه ضد اخلاقی بلکه غیر اخلاقی می باشد.
  • و معلم در پژوهش علمی نباید این انتظار را دارا باشد.
  • که بتواند به این سوال که خوب چه چیزی میباشد و بد چه چیزی می باشد.
  • پاسخ بدهد به عبارت روشن‌تر علم با ارزش بیگانه می باشد.

معیار دقت کردن و احتیاط:

  •  فرضیه ها باید به صورت دقیق بازگو شود و اطلاعات با دقت و احتیاج به جمع‌آوری کردند.
  • و همین طور تعبیر و تفسیر و در آخر تعمیم با دقت و احتیاط هر چه بیشتر انجام شود.

 معیار شکاک بودن و انتقاد پذیری

فرد عالم به نتیجه‌های بررسی‌ها و پژوهش‌های خود و اطرافیان همیشه با شک می نگرد.

و هرگز از آنها به طور حقیقت و غیرقابل خدشه یاد نخواهد کرد و نتیجه گیری تحقیق.

و بررسی خود را به صورت امور توصیه می‌کند و حاضر می باشد .روانشناسی تربیتی چیست؟

که در برابر اعتقاد ها و ایرادهای وارد در نظر های خود به تجدید نظر کردن بپردازد.

تعریف های روانشناسی تربیتی به افزایش پیدا کردن کیفیت تدریس و  همینطور یاد گرفتن

در آموزشگاهها تعریف سوم می باشد که به آن اشاره خواهد شد .

و در مجموع از دیگر تعریف و رساتر و قابل دفاعتر خواهد بود.

تعلیم و تربیت و روانشناسی

که شامل موارد زیر می شود:

  •  روانشناسی تربیتی شاخه ای می باشد از تعلیم و تربیت و روانشناسی.
  • روانشناسی تربیتی مطالعه کردن بر برخورد نمی باشد بلکه تغییر و تحول در برخورد است.
  • روشن می باشد که هدف اخیر جنبه فرهنگی و ارزشی دارا می باشد.
  •  روانشناسی تربیتی تنها جنبه کاربردی دارا نمی باشد.
  •  بلکه ضمن قدرت داشتن این جنبه از انجام دادن.
  • هدایت تحقیق های مغز و یا غیر کاربردی به خصوصی ناگزیر می باشد.

که یادآوری این نکته الزامی می باشد که اصول ترسیم کردن یک خط معین و باریک میان علوم محض.

و علوم کاربردی اگر غیر امکان نباشد آسان هم نمی باشد و علوم محض معمولاً دانش را برای دانش خواهد جست.

و در صورتی که هدف علوم کاربردی در به دست آوردن اطلاعات و همینطور دنبال کردن دانش توجه به تامین کردن .

احتیاج های انسانی می باشد و با آنکه بیشتر تحقیق ها در روانشناسی تربیتی از نوع دوم می باشد .

ولی تحقیقات و بررسی ها از نوع اول هم کم نمی باشد.روانشناسی تربیتی چیست؟

علوم رفتاری روانشناسی

لازم به ذکر می باشد که هیچ یک از یافته های روان شناسی و اصولاً تمام علوم رفتاری به طور مستقیم قابل اعمال .

و به کار گرفتن در مسئله های آموزشی و تربیتی نمی باشند و تعمیم های آن قادر به برطرف کردن مسئله های معلمان نمی باشد .

به طور مثال روانشناس به صورت کلی از یادگیری بحث خواهد کرد و اینکه به چه صورت این پدیده در موجود زنده به وقوع بپیوندد.

و چنین بحثی در آخر به ارائه دادن قواعد و قوانینی به صورت کلی در  قالب نظریه های یادگیری منجر خواهد شد.

که به هر صورت نه مورد علاقه معلم می باشد و نه آنکه مستقیما قابل برطرف کردن مسئله های آموزشی خواهد بود.

و معلم اگر به نظریه های یادگیری دارای علاقه باشد از زاویه ارتباطی می باشد .

که این نظریه ها و مسئله های آموزش و تدریس دارند .روانشناسی تربیتی چیست؟

علاقه به اموزش تربیتی

  •  به عبارتی دیگر علاقه داشتن معلم کمتر به دین امر معطوف می باشد که یادگیری به چه صورت رخ می‌دهد.
  • تا کشف این مطلب که به چه صورت می توان یادگیری ماده به خصوصی را در اشخاص به خصوص که دارای علاقه.
  • توانایی ها و مرحله های سنی دارای فرق می باشد که  بتوان بر کیفیت آنها اضافه کرد و روشن می باشد.
  • که نظریه های یادگیری به این مشکل ناظر نمی باشند .
  • معلم و یا روانشناسی تربیتی باید به آن فکر کند و راهکار مطلوب را به دست آورد.

ادامه…

اطلاعات بیشتر