تعهد زناشویی

چگونه شما به همسرتان متعهد هستید؟

یکی ازپایه های اساسی یک ازدواج موفق تعهد می‌باشد، یک وفاداری تزلزل ناپذیر به رابطه و شریک زندگی. تعهد در ازدواج در اشکال مختلف موجود است. افراد می‌توانند به دلایل اخلاقی متعهد باشند. این زوجین به طور معمول اعتقادات مذهبی یا هنجارهای اجتماعی دارند که آنها را وادار به ماندن در ازدواج می‌کنند. آنها می توانند یک احساس وظیفه، نگرانی در مورد چگونگی مورد قضاوت قرار گرفتن طلاق از طرف دیگران، یا احساس ملزم بودن به پیروی از دستورالعمل های دین خود را حس کنند.

دیگری تعهد عملی یا ساختاری می‌باشد که نتیجه تلفیق چندین منبع است. زوجین ازدواج کرده پول و دیگر دارایی های زناشویی را با یکدیگر به اشتراک می گذارند، بچه دارند و یک زندگی اجتماعی را با یکدیگر ایجاد می‌کنند. با این کار، زندگی انها می‌تواند چنان پیچیده (مرکب) شود که ماندن در رابطه آسانتر از ترک آن باشد. برای هر دو تعهد اخلاقی و ساختاری، عوامل بیرونی ازدواج را حفظ می‌کنند، و طرفین باور دارند که آنها انتخابی جز ماندن در ازدواج ندارند، بدون در نظر گرفتن اینکه خوشحال هستند یا نه. این گونه از تعهد دلالت بر این ندارد که طرفین شخصا در ارتباط با یکدیگر هستند.

هم چنین بخوانید: پنج روش برای داشتن ازدواج موفق

سومی تعهد شخصی میباشد که تفاوت آن با دو تای دیگر در داشتن بعد احساسی است. زوجین متعهد شده به طور شخصی،  رابطه و پیوند عاطفی شان را بعنوان مهمترن چیز در زندگی می‌بینند، و به خاطر اینکه میخواهند متاهلمی‌مانندنه از سر ضرورت یا بخاطر حس مسئولیت پذیری.

تعهد شخصی واقعا مهم است. جنبه احساسی تعهد شخصی، ازدواج ما را بهبود می‌بخشد چون چگونگی احساس ما در مورد شریک زندگیمان را هدایت می‌کند و چگونگی احساس ما در مورد چگونگی رفتار مان با آنها را تنظیم می‌کند. زوجین متعهد شده به طور شخصی مایل به تفکر در مورد یکدیگر در یک فضای مثبت هستند. چگونه می‌توانیم ما به صورت احساسی به فرد دیگری متعهد باشیم اگر درباره آنها به طور مطلوب نیاندیشیم؟ در نتیجه، آنها تمایل دارند برای حفظ رابطه شان به صورت مستحکم سخت کار کنند. در درگیری ها آنها تلاش می‌کنند وضعیت را نشر بدهند و اجازه نمیدهند که از کنترل خارج شود. آنها همچنین مایل هستند نیاز های شخصی خود را قربانی کنند و بیشتر روی آنهایی که در خدمت زوج میباشد تمرکز میکنند. انها در مورد خودشان نه به صورت شخص بلکه به صورت یک تیم فکر میکنند. با به اشتراک گذاری آرمانها، افکار و علایق، و همه آنهایی که تمایل انها برای باهم ماندن را تقویت میکند.

در حالی که تعهد اخلاقی و ساختاری ممکن است ازدواج را سالم نگهدارند، آنها بر چگونگی احساس زوجین در مورد یکدیگر تاثیر نمی‌گذارند. زوجین متعهد از لحاظ اخلاقی و ساختاری، وقف ازدواجشان شده اند نه لزوما برای یکدیگر. بنابراین شاید ما چنانکه می‌توانیم برای خوشحال ساختن شریک زندگی خودمان و ساختن یک ازدواج خوشبخت کار نکنیم. علاوه براین، به خاطر اینکه ما به اندیشه متعهدیم نه به شخص، شاید ما نیاز به بیان علاقه بیشتر یا محبت به همسر خود را احساس نکنیم. حقیقت این است، چنانچه باید تلاش کنند نمیکنند، زوجینی که تنها به صورت اخلاقی یا ساختاری متعهد شده اند بیشتر در معرض خطر طلاق نسبت به کسانی هستند که شخصا متعهد هستند، چون آنها برای اطمینان از سالم ماندن رابطه شان تلاش نخواهند کرد.

ازدواج و تعهد

در عین حال هر تعهدی بهتر از هیچ است. همه سه حالتی که در موردشان صحبت کردیم به سرکوب یکی از تهدیدات عمده ازدواج کمک میکنند، باور به اینکه که گزینه های دیگری نیز وجود دارند. در واقع در اینجا بر روی افکاری که برای شما راه بهتری برای زندگی وجود دارد، چه با شریک زندگی دیگری و یا با سبک زندگی دیگر اشاره داریم. گزینه ها آسیب رسان هستند چون آنها بر چگونگی رفتار ما با همسر تاثیر میگذارند و ما را از کار بر روی رابطه خودمان برای خوب ساختن آن چنانکه میتواند باشد منحرف میکند. زمانی که باور میکنیم ما آنها را داریم، شاید ما بر روی مشکلاتمان سخت کار نکنیم چون ما به طور کامل متقاعد نشدیم که ما باید با هم بمانیم. همچنین تمایل به بحث دراغلب موارد با خصومت بیشتر خواهیم داشت چون زمانی که گزینه ها روی میز باشند هنگامی‌که چیزی خوب پیش نمیرود ما می‌توانیم احساس به دام افتادگی در ازدواج خویش کنیم.

برخی از زوجین شاید سرگرم گزینه ها باشند بدون آگاهی از آنها و یا ممکن است باور داشته باشند که چنین افکاری بی‌ضررهستند. برای مثال، در طی یک اختلاف ما بلند فریاد میزنیم یا به خودمان می‌گوییم «من به این مشکلات نیاز ندارم» یا « ما باید فقط طلاق بگیریم»، ما در حال فکر کردن به گزینه ها هستیم. مطرح کردن چند سوال برای خودتان می‌تواند به شما تصوری بدهد که شما کجا ایستاده اید: هنگامیکه خسته یا ناراحت هستید، آیا میخواهید که در جای دیگری و یا با شخص دیگری می‌بودید؟ آیا در ازدواجتان می‌ماندید بخاطر اینکه میخواهید یا احساس میکنید باید بمانید و این کار شرافتمندانه ای است؟ اگر شما دریابید که چنانکه میتوانید باشید متعهد نیستید، باید تعدیل کردن چگونگی تفکر در مورد شریکتان و رابطه تان را در نظر داشته باشید. به سادگی رد کردن این فکر که شما گزینه هایی را دارید وقتیکه آنها به مغز شما میخزند راه خوبی برای شروع است.

برای مطالعه بیشتر: راز شادی در ارتباط زوجین

تعهد شخصی همچنین بوسیله اعمال مثبت می‌تواند تقویت شود مانند آوردن گل به خانه یا انجام چیزی که شریک زندگی شما لذت می‌برد. هنگامیکه ما توجه و محبت را بیان می‌کنیم، بیشتر احساس ارتباط و تعهد نسبت به شریکمان می‌کنیم، و به نوبه خود باعث می‌شود آنها حس خوبی نسبت به ما داشته باشند. از آنجا که زوجین به تغذیه روانی یکدیگر متمایل هستند، تظاهر تعهد از طرف یکی می‌تواند دیگری را نیز در همان راستا حرکت بدهد. البته ، تعهد شخصی شما تضمین نخواهد کرد که شریک زندگی شما به همان صورت احساس کند، ولی اگر شما متعهد نیستید، خوش شانس خواهید بود که ایشان خواهند بود.

ما باید اشاره کنیم که شما نمیتوانید تعهد را خریداری کنید. کارهای محبت آمیز تصادفی و گاه و بی گاه کار ساز نخواهند بود اگر مشکلات وجود دارند یا اکثر اوقات مهربان نیستید. ازدواجهایی که به طور معمول ناعادلانه یا یک-طرفه هستند (نیازهای یک طرف را برآورده نشده رها میکند، و یا شامل اختلاف و مشکلات هستند) به نظر نمی رسد که پایدار بمانند علیرغم محبت های گاه و بیگاه و یا اینکه فکر می کنید چطور متعهد هستید.