تعریف پرخاشگری و خشم

 

تعریف پرخاشگری و خشم: لازم است برای مفهوم خشم و پرخاشگری، بتوانیم این دو مفهوم را از یکدیگر جدا کنیم.

شناخت خشم و پرخاشگری در افراد 

خشم شامل ؛ تصورات ، افکار ، هیجانات و احساسات فیزیکی می باشد به دلیل آن که مقدار آن زیاد است، امکان دارد که کنترل کمتری را افراد نسبت به آن داشته باشند.برای مثال؛ می توانیم خشم را به عنوان سوخت در نظر بگیریم ، مانند ؛ بنزین که کاملا سرعت و جهت اتومبیل را تعیین و مشخص نمی کند ، ولی سبب آن است که اتومبیل می تواند به مسیر خود ادامه دهد.

پرخاشگری؛ نوعی روش رفتاری است که به دنبال خشم ایجاد می شود . با این وجود ، توانایی آن را داریم که خشم را کنترل کنیم . نیازی نیست که در خشم، اهداف فرد تخریب شود و معمولا خشم دلالت به خشونت ندارد . مردم می توانند بدون خشونت ، عصبانی شوند. آن ها از خشم می توانند به عنوان انرژی برای فعالیت های مفید و سازنده استفاده کنند. افراد پرخاشگر  در ارتباطاتی که دارند معمولا سعی می کنند از فردی انتقام بجویند. این افراد پرخاشگر می توانند تلاش کنند که یاد بگیرند خشم را به عنوان یک انرژی در نظر بگیرند و از این انرژی به روش درست استفاده کنند .

شناخت پرخاشگری

پرخاشگری؛ رفتاری است که به قصد آسیب رساندن و آزار به شخصی دیگر، اشیاء یا خود باشد. پرخاشگری را در تعریف سنتی ؛ رفتاری تعریف کرده اند که ؛ به فرد دیگری توجه دارد و هدف آن آسیب رساندن به آن فرداست و پرخاشگری رفتاری است که؛ می تواند بالقوه آسیب برساند. پرخاشگری می تواند به شکل های مختلف ازجمله ؛ کلامی ( فریاد زدن ، رنجاندن ) و غیرکلامی ( زدن ، لگد زدن ، گاز زدن ) و دیگر اشکال مورد مشاهده قرار گیرد .

شناخت خشم

خشم ؛ هیجانی را بیان می کند که دارای شدت متفاوت است و میزان آن ازخفیف تا خیلی شدید دارای تغییر می باشد. عصبانیت و خشم شامل تغییرات زیستی و فیزیولوژیکی می باشد . هنگامی که عصبی می شوید؛ مقدارهرمون آدرنالین شما افزایش می یابد وهمچنین ضربان قلب وفشارخون شماهم افزایش می یابد. خشم می تواند در اثر عواملی مانند ؛ عوامل بیرونی و درونی هم ایجاد شود . امکان دارد که شما در اثر مواجه شدن با شخص خاص ( دوست ، همکار ، سرپرست و… ) یا حوادثی مانند ( ترافیک ، کنسل شدن پرواز، نیامدن آژانس و... ) عصبانی می شوید ؟ خشم شما می تواند باعث نگرانی یا حرص خوردن شود. به این دلیل است که بعضی از روانشناسان خشم دروازه ی افسردگی می شناسند . گاهی اوقات با مرور کردن بر خاطرات گذشته ، می توانند سبب تحریک احساس خشم و عصبانیت شوند .

ابراز خشم:

برای بیان خشم روش های غریزی و طبیعی بسیار زیادی وجود دارد . خشم ؛ یک پاسخ سازگارانه و طبیعی در برابر ادراک تهدید، خطر و یا ناکامی است. خشم سبب ایجاد احساساتی همانند ؛ رفتار های پرخاشگرانه ی قدرتمند می شود که به ما این اجازه را می دهد که بجنگیم یا دفاع کنیم . اگر ما این احساس را داشته باشیم که به سمت ما حمله صورت گرفته است ، برای بقای ما ، بروز میزان مشخصی از خشم ضروری است. ازطرفی دیگر زمانی که ما ناراحت وعصبی هستیم نمی توانیم به کسی یا چیزی حمله ور شویم . قانون ها و هنجار های اجتماعی برای ما محدودیت هایی را ایجاد می کنند که به ما می آموزند که باید خشم خود را کنترل کنیم . افراد به صورت خود آگاه و ناخود آگاه فرایند های مختلفی را به کار می گیرند تا توانایی آن را داشته باشند که بتوانند با احساس های خشمگینانه ی خود برخورد کنند . آن ها خشم خود را معمولا یا سرکوب می کنند یا بیان می کنند و یا خشم خود را نا دیده می گیرند و خود را آرام می کنند.

اگر بیان کردن خشم به گونه ای قاطعانه باشد ولی پرخاشگرانه نباشد ، برای بیان خشم یک روش ، یک شیوه ی درست و سالم است. به بیان دیگر؛ این را یاد می گیرید که به صورت واضح و روشن نیاز های خود را بیان کنید و در مورد اینکه بدون آن که به دیگران صدمه بزنید ، چگونه آن ها را به دست آورید و بتوانید در مورد آن ها به گفت و گو بپردازید. روش قاطعانه بودن به معنای جسارت و یا سلطه ورزی بر دیگران نمی باشد .

رفتار قاطعانه یعنی؛ در خواست خود را به صورت محترمانه بیان کنید . روش دیگر آن است که ؛ خشم خود را سرکوب می کنید و سپس آن را به جهت و سمت دیگر تغییر می دهید . این حالت زمانی اتفاق می افتد که خشم خود را بروز نمی دهید . در این نوع واکنش خطری وجود دارد و آن هم این است که اگر خشم شما بیان نشود، این خشم می تواند به درون شما برگردد و این خشم که به درون شما برگشته امکان دارد که سبب ایجاد مشکلات دیگری بشود . یعنی امکان دارد خشم را به صورت بیماری از خود نشان بدهید . این گونه بیماری ها می تواند به صورت هایی ماننند ؛ رفتار پرخاشگرانه ی منفعل، یعنی ؛ به صورت غیر مستقیم با مردم برخورد می کنند و از بیان نیاز های خود به صورت مستقیم و واضح به دیگران دوری می کنند ، یا آن که مرتبا نگرشی خصومت آمیز و بد بینانه نسبت به افراد پیدا می کنند بروز می دهد . افرادی که از هر چیزی مرتبا انتقاد می کنند و به صورت بد بینانه اظهار نظر می کنند این افراد غالبا یاد نگرفته اند که چگونه درخواست هایشان را به گونه ای سازنده بیان کنند . این گونه رفتار ها موجب می شود که ارتباط های آن ها به صورت محدود باشد و همچنین دوستی موفقیت آمیزی نداشته باشند . روش سوم ؛ آرام کردن خود می باشد . شما این توانایی را می یابید که در نهایت درون خود را آرام کنید . این روش نه تنها سبب کنترل رفتار بیرونی شما می شود بلکه سبب کنترل پاسخ های درونی شما هم می شود . برای آن که میزان ضربان قلب شما پایین بیاید ، چند قدم بردارید ، خودتان را آرام کنید و این اجازه را به خود بدهید که احساساتتان فروکش کند .

علل ابراز پرخاشگری

اکثرا افرادی که پرخاشگری می کنند قادر هستند که نشان دهند نظرها و عقیده های پرخاشگرانه برای آنها بسیارجذاب و هیجان انگیز می باشد . در یک مطالعه ی طولی اطلاعاتی در حیطه ی پرخاشگری گردآوری شده است و همچنین نظریه هایی را در خصوص روش های نشان دادن پرخاشگری نیز وجود دارد . این نظریه ها در سه گروه قرار دارند که شامل :

  • کنترل خلق
  • کنترل مردم
  • بیان درست ( بیان صادقانه )

پرخاشگری به عنوان کنترلی در خلق :

بعضی از افراد وجود دارند که به گونه ای رفتار پرخاشگرانه را توصیف می کنند که ، برای آن ها رفتاری آرام کننده می باشد .آن ها به این امر معتقد هستند که باید فشار ناراحتی و انرژی خود را با لحنی پرخاشگرانه تخلیه کنند و این امر مانع از افزایش فشار و ناراحتی ها می شود و همچنین مانع از افزایش شدت پرخاشگری هایشان می شود. این افراد معتقدند که خلق خود را  با ابراز پرخاشگری می توانند کنترل کنند و عصبانیت خود را به نوعی تخلیه می کنند. زمانی که از آن ها پرسیده می شود که دلیل پرخاشگری شما چه می باشد ؟ در جواب می گویند :

“از زمانی که ناراحتی ام را تخلیه کرده ام ،حس بهتری دارم، احساس می کنم که احساس فشار و ناراحتی و سنگینی ام کمتر شده است، احساس راحتی می کنم و به آرامش رسیده ام و عقده ام را خالی کرده ام . ”

پرخاشگری به عنوان کنترلی در مردم :

بعضی از افراد وجود دارند که با پرخاشگری تمایل دارند مردم را تسلیم و مطیع خودشان کنند ، و آن ها را به راحتی تحت کنترل خود درآورند. آ نها می خواهند توجه دیگران را از این طریق جلب کنند و در آن ها تغییراتی را ایجاد کنند. زمانی که از آن ها پرسیده می شود دلیل پرخاشگری شما چه چیزی می باشد؟ در جواب می گویند :

” استفاده از این وسیله به من احساس قدرت می دهد .با این روش هرچه را که می خواهم می توانم به راحتی به دست بیاورم. اطرافیان من باید از این موضوع آگاهی داشته باشند، که در مقابل هرکسی که مخالف من می باشد این روش را به کار می برم . با این روش حتی قادر هستم که در یک موقعیت خاص همه چیز را تحت کنترل خودم قراربدهم. با پرخاشگری به دیگران، به آن ها می فهمانم که ناراحت شده ام و از این روش همه چیزی را که می خواهم ، به دست می آورم .”

پرخاشگری به عنوان بیانی صادقانه :

بعضی از افراد بر این امر معتقد هستند که بایستی پرخاشگری، به نحوی صحیح ، واقعی و صادقانه بیان شود. آن ها معتقد هستند که زمانی که عصبانی می شوند ، باید آن را نشان دهند و چیزی برای پنهان کردن ندارند . زمانی که از این افراد سوال می شود که دلیل پرخاشگری شما چیست ؟ در جواب می گویند:

” من با هر چیزی ارتباط واقعی برقرار می کنم و در احساساتم سهیم هستم . این احساسات طبیعی و واقعی و معمولی و قابل انتظار من است . کسانی که دور و بر من هستند زمانی که من عصبانی هستم باید بدانند که من عصبی و خشمگین و پرخاشگر هستم. و برای آن ها نقش بازی نمی کنم . ”

کنترل خشم

« مدیریت خشم » و« کنترل خشم » یکی از مبحث هایی می باشد کهمدت هاست در حوزه ی روان شناسی مطرح شده است و روان شناسان سعی می کنند در این حوزه به کسانی که به کمک نیاز دارند ، اطلاعاتی مفید و کافی در مورد هیجان خشم ، مهار خشم ،خطراتی که سلامتی روحی و روانی آن ها را تهدید می کند، ارائه دهند . کنترل خشم به آن معنا نمی باشد که فرد اصلا نباید خشم خود را نشان دهد ، بلکه شامل؛ بیان خشم به روشی سازگارانه می باشد . رفتار جرأت مندانه؛ رفتاری می باشد که بدون انجام رفتارهای پرخاشگرانه می توان، به کسانی که از آن ها رنجیده و یا عصبانی شده اید ، نشان داد.

هدف از کنترل خشم

هدف از کنترل خشم ، کاهش کاهش یافتن احساسات هیجانی و برانگیختگی فیزیولوژیکی است که سبب ایجاد و بروز خشم می شود . از کسی یا چیزی که سبب عصبانیت شما شده است ، نمی توانید اجتناب کنید یا از آن خلاص شوید. و یا نمی توانید آن ها را تغییر دهید . اما می توانید یاد بگیرید که واکنش های خود را در هنگام بروز خشم کنترل کنید.

زمانی که از مدیریت خشم سخن می گوییم ، در حقیقت منظورمان کنترل خشم فرد در زمان پیش از خشم است. بعد از بروز خشم هم افراد اکثرأ دچار شرمندگی ، پشیمانی، خجالت و گاه احساس گناه می شوند. باید فرد این توانایی را داشته باشد که به صورت خودآگاهانه به خشم خود فکر کند و از تصمیم خود قبل از رسیدن به مرحله ی پرخاشگری منصرف شود و خشم خود را مهار کند.

کنترل و مدیریت خشم

کنترل و مدیریت خشم نه به دلیل تحریک کننده ها بلکه به دلیل واکنش به آن ها متمرکز است تا افرادی که دائما به علت تحریک کننده های درونی و بیرونی تحریک می شوند توانایی این را داشته باشند که عصبانیت خود را مهار و آن را کنترل نمایند. عصبانیت زمانی بروز می کند که از دست یافتن به آن چیزی که خواسته ایم ، ناامید شده باشیم . یا توسط دیگران تحقیر و یا تهدید شده باشم یا افکار و عقاید و باورهایمان مورد هجوم دیگران قرار گرفته باشند ، زمانی که فرصتی مناسب و کافی برای تحلیل و تجزیه ی وضعیت و ارائه ی واکنش منطقی به موقعیت خود نداریم ، ابراز واکنشی سرعتی و غیر منطقی را ترجیح می دهیم ولی در بسیاری از موارد، آن نتیجه دلخواه و مثبتی که انتظارش را داریم با عصبانیت به آن نمی رسیم و مناسب و کارآمد نمی باشد . واکنش سریع و غیرمنطقی ناشی از عصبانیت ناگهانی نسبت به یک مسئله، سبب از دست دادن احترام در نزد دیگران می شود و همچنین سبب کم شدن اعتماد به نفس در افراد عصبی می شود، بویژه اگر بلافاصله متوجه شود که هدف را اشتباه گرفته و بی دلیل عصبی شده است .

 

مقالات مرتبط:

معالجه اضطراب شدید

 

معالجه اضطراب شدید