مطالعه ای جدید نشان می دهد که یک روش برای آرام کردن افرادی که از افسردگی رنج می برند به اشتراک گذاشتن احساسات و تجارب در سایت های رسانه اجتماعی به ویژه اینستاگرام می باشد. مطالعه ای جدید توسط محققان دانشگاه دریکسول بیانگر آن است که برخی از کاربران، اینستاگرام را به عنوان رسانه و فضایی امن برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات مهم خصوصی در مورد خود و نیز کمک خواهی از مخاطبان می دانند.محققان بیان می کنند “هنگام در میان گذاشتن اطلاعات با دیگران،از ارزش دغدغه های مربوط به تصور از بدن و سلامت روانی یا فیزیکی کاسته می شود، به ندرت فاش شده و به طور مکرر از آن ها واکنش ها و بازخوردهای منفی دیگران استنتاج می شود.” ما دریافتیم که این گونه افشاگری ها علاوه بر داستان های عمیق و جزئی از تجارب مشکل شخصی حمایت اجتماعی مثبتی را از سوی مخاطبان اینستاگرام جلب می کند.

محققانی همچون دکتر آندریا فورتی، استاد دانشگاه و نازنین عندلیبی دانشجوی دکتری دانشکده کامپیوتر و انفورماتیک دانشگاه دریکسول بیان کردند که آنها همچنین این میزان خودافشاگری و رفتارهای حمایت طلبانه را در بین کاربران Redditنیز مشاهده کردند. محققان ذکر کردند یک دلیل ممکن است بینامی های نسبی ایجاد شده از طریق اکانت های ناشناس در رسانه عمومی باشدکه به کاربران اجازه می دهد تا افشاگری های حساسی داشته باشند و از آنها کمک درخواست و دریافت کنند. مطالعات قبلی نشان دادند افرادی که از به اشتراک گذاشتن مشکلات خود با افسردگی، اختلالات خوردن، بهره کشی، چالش های سر راه سلامت روان و دیگر مباحث حساس در شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک خودداری می کنند به همان میزان دلایلیکه دارند آنها به شخصه تمایلی به صحبت از این قبیل موارد ندارند: به دلیل آن برچسب هایی که به آن ها زده می شود.

محققان بیان می کنند مطالعه آنها در Redditزمینه درک جدید استفاده از رسانه اجتماعی در محیط های حساس و متقبه را از بین برده است. همچنین آن باعث شده است که آنها مجبور به یافتن افرادی شوند که از دیگر رسانه های اجتماعی برای درخواست کمک بهره مند می شوند. عندلیبی می گوید در همان زمان ما تعاملات در رابیت و همچنین نگرش به اینستاگرام را بررسی می کردیم زیرا آن یکی از پردردسرترین سایت های رسانه اجتماعی است که مورد استفاده قرار می گیرد و نیز اینکه به کاربران اجازه ذکر استم مستعار را می دهد برخلاف فیسبوک که کاربران اجباراً باید نام واقعی خود را مندرج کنند. علاوه بر این، ما قصد داشتیم تا نحوه ی واکنش مختلف افراد به پست های تصویری نسبت به پست های گرفته شده منحصراً متنی یا اظهارنظرات را مشاهده و بررسی کنیم.

برای بررسی این نظریه، فورتی و عندلیبی واکنش به ۸۰۰نمونه از پست های اینستاگرامیرا در بوته آزمایش گذاشتند که از بیش از ۹۵۰۰۰ عکس نشان داربا عنوان”#افسردگی” که توسط ۲۴۹۲۰کاربر خاص طی یکدوره ی یک ماهه ثبت شده بودند.این یافته ها نشان می دهد که نه تنها افراد از اینستاگرام برای خودافشاگری های مهم استفاده می کنند بلکه آنها مورد حمایت مثبت تر وبدین ترتیب اظهارت تاحدی مثبت و کمتر تهاجمی از سوی مخاطبان خود قرار می گیرد. محققان شروع به پی بردن به روش هایی کردند که کاربران اینستاگرام تصاویر، زیرنویس ها و اظهاراتی با سیگنال های مورد نیاز برای برقراری ارتباط را به کار می برند. پست های گردآوردی شده با علامت “#افسردگی” طیفی از پست ها را در قالب هر دو عکس و عبارات در اختیار محققان قرار داد که در آن افراد احساسات خود را بیان کرده بودند، از مشکلات خود گفته بودند و نیز درخواست کمک کرده بودند.

برای کشف رابطه بین پست ها و واکنش مخاطبان از قبیل اظهارات و رضایت هایی که دریافت کرده بودند فورتی و عندلیبی آنها را در قالب طبقه هایی براساس نوع افشاگری ها در متن و مندرجات سازماندهی کردند که دارای بازه ای از افشاگری های کاوشگرانه حدی تعاملات اجتماعی تا افشاگری های جستجوگربیان هیجان بود. آنها همچنین روشی برای کدگذاری محتوای تصاویر تدوین کردند و انواع پیام هایی همچون نگرانی ظاهری، مشکلات ارتباطی، بیماری، تفکرات خودکشیو تصاویری از غذا و نوشیدنی هایی که آنها اغلب هنگام صحبت از اختلالات خوردن داشتند را سازماندهی کردند.

پس از درک طبقه های کلی از پست هایی که زیر عنوان “#افسردگی” درج شده بود فورتی و عندلیبی یک روندی مشابه برای طبقه بندی کردن اظهارات موجود در مورد پست ها اتخاذ کردند. سپس، با استفاده از روش تحلیل آماری آنها توانستند میزان واکنش هایی که اکثراوقات از انواع خاص پست ها استنتاج شده بود را کشف کنند. براساس این مطالعه ۴۱درصد از پست هایی که محققان بررسی کردند دربردارنده اظهاراتی حاکی از حمایت مثبت اجتماعی بود. آنها دریافتند که کسانی که برای بازخورد ارزش قائل می شوند یا درگیر حمایت طلبی می شوند یا دغدغه های خاصی را فاش می کنند؛ بازخوردهای دلگرم کننده تری را دریافت می کنند. برای مثال، آنها ذکر کردند کهپست های حمایت طلبانه و مشغولیت در بحث اختلالات خوردن، خودافشاگری و ارتباطات به احتمال زیاد اظهارات حمایت کننده ای علاوه بر اظهار پسندیدن دریافت می کنند،درمقایسه با انواع پست های بی ربطی که در پاسخ به حمایت طلبی یا دغدغه های اجتماعی به کار برده نمی شوند. محققان بیان کردند همچنین احتمال بیشتری وجود دارد که پاسخ این پست ها اظهاراتی پیشنهاد کننده حمایت اجتماعی مانند چگونه و کجا حمایت شوند،باشد.

محققان در مطالعه خود به صورت مکتوب آورده اند که افراد آشفته یا دارای هویت معلق اغلب نیاز به بیان خود و گفتن داستان زندگی خود دارند نه فقط برای دریافت بالقوه حمایت یا یافتن افراد مشابه دیگر بلکه برای آنکه بفهمانند آنها خود را صادقانه ابراز می کنند تا تجارب آنها درک شودو هویتیمنسجم و یکپارچهشکل دهند. آنها برشمردند به نظر می رسد که افرادی که تمایلی به گفتن داستان زندگی و مصائب خود دارد نسبت به فقط قرار دادن عکس یا اشاره کردن به مشکلات موجود خود دارند اظهارات حمایتی تری از پیام هایی مانند من می دانم چگونه احساسی است، من هم چنین وضعی داشته ام، یا تو نیرومند و زیبا هستی را در پست های خود دریافت کنند.براساس این مطالعه افرادی که در رابطه با بیماری های خود پست و مطلب می گذارند بیش از دوبرابر اکثرپیام هایی که به طور خاص بیانگر بیماری نیستند، پیام های حمایتی دریافت می کنند.

فورتی و عندلیبیاظهار دارند که روانشناسان گاهی اوقات از تکنیک تجسم دیداری برای کمک به بیماران خود استفاده می کنند تا احساسات و تجاربی که برای بر زبان آوردن مشکل هستند را ابراز کنند. آنها افزودند: تأییدشدن آن تصاویر در اینستاگرام می تواند به کارکردحائز اهمیت مشابهی در تعاملات اجتماعی مجازی کمک کند. این بدان معناست که زوایای خاصی از رسانه اجتماعی وجود دارد که در آن افراد به درخواست کمک تغییر جهت می دهند و این اطلاعات باارزشی برای متخصصان سلامت فراهم می آورد که در پی کمک به کاهش این بیماری می باشند. آنها بیان کردند خطرات اجتماعی مرتبط با افشاگری های منفی امریطبیعی است و در صورتی که افراد خود را در معرض چنین خطری به ویژه در لحظات آسیب زا قرار دهند احتمالاً آنها از انجام دادن چنین کاری سود ببرند.به دنبال حمایت اجتماعی بودن و به اشتراک گذاشتن تجارب و هیجان های سخت مهم است، افراد این نیازها را به دیگران مخابره می کنند.

مشاهدات صورت گرفته دیگریاز محققاننشان می دهد کاربرانی که در مورد رفتارهایی ماند آسیب رساندن به خود یا کشمکش با اختلالات خوردن پست می گذارند تمایل به دریافت اظهاراتی از حمایت همدلانه و برانگیختن رفتارهای نامناسب می باشند. برای مثال افرادی که در مورد رفتارهای خودآزارانه پست می گذارند به احتمال برابری با اظهاراتی مانند من می دانم آن چگونه است، آن خیلی موجب آسیب رساندن به خود می شود، یا لطفاً به خودت صدمه نزن مورد استقبال قرار می گیرند. شما قوی هستی و می توانی به آن برسی. مطابق با نظر محققان این مشاهدات تعجب برانگیز این واقعیت را ایجاب می کند که افشاگری ها می تواند کاربران را به انجام رفتارهای قلدر مآبانه در بین دیگر یادداشت های منفی تحریک کند. محققان بیان کردند خودآزاری یک روش برای سازگاری با احساسات به شدت منفی و کنترل کردن است که اکثراً به عنوان یک راز سرپوشیده آن را حفظ می کنند. امکان دارد دیگران را ببینند که خود را درگیر یا عادت به درگیر شدن در رفتارهای مشابه می کنند که ممکن است مایه آرامش برخی باشد. یافته ها نشان می دهد که هر دو نوع واکنش به افشاگری های خودآزارانه مهم است و نکات ظریف موجود در این بیانات را برجسته می کند. به طور مشابه کاربرانی که اختلال خوردن خود را فاش کردند اظهارات ترغیب کننده این رفتار را دریافت کردند که حمایت سازنده گرا و تصور از خود مثبتی مانند لطفاً سریع غذا نخور یا به هریک از پیشنهادات نگاه کن، یا شما همانطور که هستی، زیبا به نظر می رسیرا نشان می داد،.

محققان برشمردند، لازم به ذکر است که افشاگری های مرتبط با اختلال خوردن شمار زیادی از اظهارات حمایت کننده رفتارهای مضر در پی ندارد. عندلیبی بیان کرد یافته های ما دغدغه ها و روایت های مشهور را با هم به طوری درهم می آمیزندو این چنین افشاگری هایی ممکن است اختلال خوردن یا اختلالات به طور ذاتی مشکل زا را ترغیب کند. از نظر آماری یافته های ما نشان می دهد افرادی که مضمون هایی حاکی از اختلالات خوردن را به اشتراک می گذارند آنها اظهارات زیادی از رفتارهای حمایت کننده یبیماری افزا را دریافت نمی کنند. آیا اینستاگرام به عنوان یک اختلال پرخوری یا اجتماع خودآزاری زیاد مورد استفاده قرار می گیرد؟ ما هنوز هم در این باره چیزی نمی دانیم. در این مطالعه ما ابتدا تفاوت های ظریف تعاملات پیرامون این افشاگری های حساس را به تفصیل بیان می کنیم.

این نخستین گام لازم برای درک تأثیر این تعاملات بر کاربران اینستاگرام است. چگونهکاربران این اظهارات را دریافت می کنند و چگونگی تأثیر این اظهارات و تعاملات بر سلامت و رفتار آنها حیطهتحقیقاتی مهمی برای مطالعات آینده است. به تازگی اینستاگرام یک ابزار جلوگیری از خودکشی را در اختیار افراد نهاده است که به کاربران فرصت می دهد تا اپراتورها را با فکر کردن به اینکه ممکن است کسی در آن لحظه دچار دردسر شده باشددر حالت آماده باش قرار دهند. این اپراتورها می توانند به کاربران روی خط در حالی که عندلیبی اظهار داشت این یک گام از راهنمایی صحیح است اما آن فقط بسیاریاز نیازهایی و نه همه را می گوید که باید رعایت و منظور شوند تا افراد واقعاً بتوانند عضو جامعه کاربران باشند. عندلیبی در ادامهبیان کرد خط مشی رسانه های اجتماعی همچون اینستاگرام که افراد برای ارتباط با افراد مشابه دیگری برای به اشتراک گذاشتن تجارب مشکل آنها اتخاذ کرده اند و به دنبال حمایت هستند باید زمینه ساز روش های تسهیل ارتباطات امن و حمایت گرایانه باشد. نسبت به جذب شدن به این افراد بدون توجه به این خط مشی ها یا طرح تصمیماتی که بیشتر افشاگری های حساس را لکه دار می کند در عوض آنها باید برای پیشرفت این ارتباطات حمایت جو که اساساً ریشه در خط مشی های آنها دارد کار کنند. تحقیق فورتی و عندلیبی گام دیگری در راستای درک کامل تر اینکه چگونه رسانه اجتماعی به روشی که افراد خود را بیان می کنند و ارتباط برقرار می کند به ویژه هنگام بدنام شدن از نظر اجتماعی و یا دیگر بافت های حساس درهم پیچیده می شود. آنها بیان کردند: ضمن آنکه در برخی ازسبک ها، آن بدان معناست که افراد زیر بار بیانات خارجی و برقراری ارتباط با دیگران با اشراف بر درک اینکه افراد از سایت های سازمان یافته اجتماعی چگونه استفاده می کنند، نمی روند؛ که در واقع اشکال ظریف زیادی از ارتباطاتی که در نقاط دیگر رخ نمی دهد را آشکار می سازد.

عندلیبی بیان کرد مهم است نوع نیازهای جوامع خاص ودارای سابقه اخلاقی بد همچون مبتلایان به ایدز کشف شود و نحوه ای که هنگام ورود به رسانه اجتماعی ما می توانیم پذیراتر و در عین حال محتاط عمل کنیم را بسنجیم دوره خط مشی های تفکر مجازی که خاص زندگی واقع نیستند گذشته است و این فضاها ممکن است به طرق مختلفی اثر معناداری بر زندگی افراد داشته باشد، پس نیاز است تا هنگام برنامه ریزی کردن در این رسانه ها برای پیشبرد حمایت و در عین حال کاهش سوءاستفاده تمرکز کنیم. آنها نشان می دهند که تحقیقات باید بر درنظر گرفتن اثرات تعاملات منتج به افشاگری های حساس به منظور کشف آنکه آیا کمک و حمایت پیشنهاد شده در زندگی افراد اثرگذار است یا خیر، مداومت کنند.

منبع:مرکز مشاوره ستاره ایرانیان