انگیزش درونی به یک کوشش باطنی برای اثبات شایستگی در یک کار و سپس دادن پاداش درونی به خود اشاره دارد. اینجا یک سؤال اساسی وجود دارد: اینکه آیا انگیزش های بیرونی (پاداش های کسب شده از طریق اشخاص بیرونی) برای انگیزش های درونی (خودانگیزی) آسیب زا می باشند یا خیر.

تحقیقات نشان می دهد که پاداش دادن های بیرونی برای چیزی که طبعاً دارای ریشه درونی می باشند نیز انگیزش درونی را کاهش می دهند. سه نظریه خاص در این باب متصور است که برای تعیین اثر پاداش های بیرونی بر انگیزش درونی به کار برده می شوند:

۱) تئوری ارزیابی شناختی:

این نظریه بیان می کند که چگونه پاداش های ادراک شده توسط ورزشکاران در تعیین افزایش و یا کاهش انگیزش درونی حائز اهمیت است. اگر شخصی حس می کند از طریق پاداش هایی که می گیرد کنترل می شود یا اگر حس می کند که پاداش ها نشان می دهند که وی انچنان شایسته نیست، در این صورت انگیزش درونی کاهش می یابد. در واقع با پاداش هایی که بستر و افزایش بازخورد مثبت را فراهم می آورند، انگیزش درونی افزایش می یابد. اگر هنگام رقابت در راه رسیدن به خواسته، موفقیت حاصل شود انگیزش درونی افزایش می یابد، در غیر این صورت و با وجود شکست، انگیزش درونی سیر نزولی پیدا می کند. این ایده ها می توانند برای مواردی همچون تحقیقات ورزشی به کار گرفته شوند:

برای مطالعه بیشتر:

چگونه در مواقعی که برنامه های شغلی تان به خوبی پیش نمی رود، انگیزه خود را حفظ کنید؟

نکات ذهن آگاهانه برای کاهش اضطراب

روش هایی برای افزایش انگیزش درونی(خودانگیزی) وجود دارد:

* ابزار لازم برای موفقیت را تامین کنید.

*پاداش هایی مبتنی بر عملکرد به خود بدهید.

* از تشویق های کلامی و غیرکلامی استفاده کنید.

* محتوا و توالی کارها را تغییر دهید و از حالت کلیشه ای دربیاورید.

* همراهان خود را درگیر تصمیمات اتخاذ شده کنید.

* اهداف عملگرای واقع گرایانه ای تنظیم کنید.

۲) تحربه غرقگی یا شیفتگی! شیفتگی یک نوع خاص از انگیزش درونی است که یک نفر می تواند احساس کند. حس غرقگی و یا شیفته شدن زمانی اتفاق می افتد که شخص دارای احساسی با برانگیختگی درونی است به طوری که او در آن فعالیت کاملاً درگیر شده و آنچنان غرق کار می شود که یک شخص با هیجان و انگیزه آنگونه است. (روی هوا سیر می کند). در این حالت افراد عموما متوجه گذر زمان نمی شوند.

عناصر خاصی که برای رسیدن به برانگیختگی روانی و انرژی زایی مورد نیاز هستند:

*ایجاد تعادل بین سطوح مهارت ها و چالش ها

*کامل انجام دادن کار

*تلفیق عمل و فکر

*تمرکز کامل

*فقدان هیجان های منفی و مضر خودآگاه

*داشتن حس کنترل بر کار

*فقدان پاداش و اهداف بیرونی خاص

*عدم حرکات بی ثمر

*انگیزه ی انجام کار

*رسیدن به برانگیختگی مطلوب قبل از انجام دادن

*داشتن تمرکز مناسب

*استفاده از برنامه ها، آمادگی و اقدامات چالش جویانه

*پیشبرد اقدامات و آمادگی های فیزیکی بهینه

*نشان دادن اعتماد و نگرش های روانی مثبت

*تعامل گروهی مثبت

* داشتن حس خوب از عملکرد خود.

چیزهایی که مانع داشتن ایجاد احساس غرقگی و یا شیفتگی می شوند:

*نداشتن احساس آمادگی فیزیکی

*جراحت

*بدحالی

*استرس های خارجی و نامربوط

*طغیان عکس العمل های ناخواسته

*پیامدهای غیرقابل کنترل از رویدادها

*عدم اعتماد به نفس

*تفکرات منفی

*خودتردیدی

*عدم کنترل روانی

*مشغله های زیاد ذهنی

*نگرانی از کارهایی که دیگران انجام می دهند

*ناکام ماندن تلاش های هم گروهی ها

*آمادگی ناکافی

*آشفتگی ذهنی قبل از رقابت (بی توجهی به حیطه هدف)

*وقفه در عمل

*سازماندهی نکردن اهداف

*عدم چالش

*برانگیختگی یا انگیزش پایین

*نداشتن آرامش کافی

*بی خیالی زیاد

*عملکرد گروهی ضعیف

*خود را به عنوان جزیی از گروه حس نکردن

*القای صحبت های منفی در بین اعضای گروه

*لغزش های فکری یا رفتاری

*کاربرد تکنیک های کم اثر

*بروز چیزهای پیش بینی نشده

*متوقف کردن کار

*انجام عملی مخالف با عمل مورد نظر

*بازخورد منفی، نامناسب یا عدم بازخورد

*نگرانی از رقابت

*افکار باطل

*عدم تمرکز

*تردید داشتن بهخود

*ایراد فشارهای خیلی زیاد به خود